ترویج همجنسگرایی، هیجان همه گیر

مسلما این متن خالی از اشکال نیست و من پذیرای اصلاحات و نقد های محترمانه شما هستم، اما فکر میکنم وجود این پست لازم بود.ممنون

سلام!

ماه هاست هر روز یادداشتی که برای نوشتن این پست گذاشتم میاد جلوی چشمم اما تا امروز این کار رو نکردم.نوشتن این پست جرئت زیادی میخواد چون وقتی بحث عشق آتشین وسط میاد طرفداران این عشق شما تیکه پاره خواهند کرد.

اما چی میخوام بگم؟ مطلبی که در این پست میخوام بهش بپردازم یک مهندسی اجتماعی و یک ماشین فول اتوماتیک خارجیه که در حال گسترش دیوانه وار همجنسگراییه.قبل از اینکه یک راست برید پایین صفحه و کامنت بدید که همجنس گرایی با همجنس بازی فرق داره باید بگم منظور من دقیقا هم جنس گراییه.

به گسترش خطرناک این موضوع در ایران هم اشاره خواهم کرد.

(نکته ۱:من منکر وجود بعضی احساسات طبیعی افراد به همجنس خودشون نیستم اما مقصود من در این مقاله اکثریت افرادن که هیجانی هستن)

هوموفوب برابر با حیوان

(هوموفوب شخصی است که هوموفوبیا دارد به معنای اینکه با عقاید همجنسگرایانه و با همجنسگرا ها مشکل دارد)

شروع قرن ۲۰ میلادی انفجار شیوع عقاید و افکار جدید بود.از فمینیسم تا دموکراسی امروزی و البته همجنسگرایی و گرایش های مختلف جنسی دیگه.نیازی که برای دووم آوردن در این شرایط سخت برای هر یک از این حرکت ها به وجود اومد باعث شد تا اون ها با حمایت از هم دیگه بالا برن و به اینجا برسن.به همین خاطر هست که خیلی از عقاید و حرکت های نوی امروزی به هم ربط دارن.بحث ما فقط بحث همجنسگرا ها نیست.بحث جنبش هایی هست که یکی شدن و به اسم LGBTQ+ میشناسیمشون.جنبش هایی که به خاطر حمایت دوطرفه دموکراسی امروزی غربی به وجود اومدن و قوی شدن.اما این دموکراسی چقدر برای مخالفان این عقاید رعایت شده؟!

در خیلی از جمع ها و شبکه های اجتماعی خارج هوموفوب برابر با یک حیوان هست و از هیچ توهینی بهش دریغ نمیشه.بدون اینکه اعتراضی بهش وارد باشه.اما آیا اینکه صرفا من با عقیده شما مخالفم باعث میشه من برای شما خطرناک باشم و این حمله های علیهم انجام بشه؟

جامعه ی غربی که اینو میگه!صدا های مخالف نه توسط حکومت ها بلکه توسط یک جو و فشار روانی اجتماعی در حال خفه شدنن.شیوه کار این ماشین اتوماتیک اجتماعی هم جالبه.عموما در رسانه ها برای کنترل افکار عمومی از احساسات استفاده میشه.من یک عکس از یک بچه یتیم که سر پیکر پدرش داره گریه میکنه و بالای سرش بک نظامی افراطی وایساده رو به شما نشون میدم.بلافاصله ذهن شما شروع به شبیه سازی شرایط برای خودتون میکنه و در نتیجه شما درد ناشی از اون رو حس میکنید و به شدت تاثیر میگیرید.در بحث ما هم همین اتفاق با عشق افتاده.عشق به عنوان یک عامل بسیار قوی میتونه کاملا افکار و عقاید شما رو تغییر بده.

کاری که رسانه ها میکنن اینه: یک مخالف همجنسگرایی رو یک فرد ظالم و تندخو معرفی میکنن که باعث جدایی تو عاشق همجنسگراست.حالا هرکی مخالف باشه در ذهن مردم همون فرد ظالمه!

این باعث میشه صدا های مخالف توسط خود مردم و فشار اجتماعی خفه بشن.فشار اجتماعی به قدری وحشتناکه که کسی جرئت حتی اظهار نظر نکردن رو هم نداره…

تو همجنسگرایی، حتی اگر نخوای!

موضوع بعد، اینه که رسانه ها مدام به شما میگن تو همجنسگرایی!

توصیف های بی عیب و نقص از همجنسگرایی هر روز در حال انتشاره و در عین حال هیچوقت عادی جلوه داده نمیشه.به نظر شما چرا هنوز در کشوری که تمامی حقوق برای همجنسگرا ها آزاده و اکثریت مردم باهاش مشکلی ندارن راهپیمایی ها و مراسم های مفصل گرفته میشه؟مگه این موضوع عادی نشده؟

ذات انسان مایل به رفتن به جاهاییه که براش ناشناختست.هرچقدر بیشتر ازش بشنوی ولی ازش منع شده باشی بیشتر میخوای بهش برسی.این یک حس کاذبه که میتونه از هر حس واقعی دیگه ای واقعی تر جلوه کنه.من ۲۴ ساعت از مزایای همجنسگرایی میگم اما هیچوقت عادی جلوش نمیدم.مشخصه چی میشه…

تئوری توطئه ای در کار نیست

عموما وقتی ما حرف از این میزنیم که چرا اینا فلان کار رو میکنن چرا اونا فلان کار رو، این فکر به ذهن مخاطب میاد که وای باز هم یک مشت چرندیات توهمی از دست های پشت پرده!

اما نه، دست پشت پرده ای در کار نیست.مستندات خیلی محکمی وجود داره از اینکه جوامع LGBTQ+ شدیدا تلاش میکنن خودشون رو گسترش بدن و برای این کار از هیچ عملی دریغ نمیکنن.واقعیت اینه همه ما میتونیم همجنسگرا باشیم.همه ما میتونیم ترنس باشیم اما در واقعیت و اصل خودمون نیستیم.جوامع مظلوم و ستم دیده و فوق دموکراتیک LGBTQ+ پشت همه این تبلیغات و کار ها هستن.نه لزوما به طور سازمانی یا رسیدن جهان به جهان آرمانی خودشون؛ بلکه به خاطر اینکه شاید دوست دارن همه این موضوع رو تجربه کنن.اونا خوب میدونن هرکسی رو میشه به طور تقلبی همجنسگرا کرد.و هیجان کاذب ناشی از این تجربیات تا مدت طولانی شما رو سرگرم میکنه.

چرا شمایی که این متن رو میخونید از ده ها کتابی و ده ها مقاله ای که توسط همجنسگرا های سابق بر ضد همجنسگرایی نوشته شده اطلاع ندارید؟چرا رسانه ها اینارو منعکس نکردن؟

چرا شما نمیدونید اکثر فعالین مطرح ضد همجنسگرایی خودشون قبلا همجنسگرا بودن؟جز اینه که اون ها مسیری رو رفتن و بعدا دنیای واقعی بدون هیجان کاذب رو دیدن؟

چرا کسی به شما درباره آمار پایداری رابطه های همجنسگرایانه نمیگه؟پس این عشق آتشین کجاست که نمیتونه رابطه طولانی مدت ایجاد کنه!

احتمالا میدونید فعالیت های جنسی در خارج به شدت برای افراد زیر سن قانونی ممنوعه.اما مدرک موجود و کاملا قابل دسترسی در شبکه اجتماعی reddit هست که در یکی از گروه های اصلی ترنس ها هست.توی اون پست یک پسر ۱۵ ساله در اوج بلوغ و هیجانات و بالا و پایین های جنسی که سعی داره هویت جنسی خودشو تعیین کنه و زیر این همه تبلیغات شک کرده که شاید از نظر روحی دختره، از بقیه ترنس ها پرسیده که من باید چه کار کنم؟در جواب،جامعه بسیار آزاد و آرمانی LGBTQ+ بهش جواب داده که تو خوده ترنسی عزیزم! و به بهش مخفیانه دستور مصرف دارو های تغییر جنسیت داده.دقت کنید همچین حرکتی در یک اجتماع بزرگ آنلاین باید طی چند دقیقه پاک بشه نه اینکه برای روز ها همون جا بمونه.

چرا؟فقط برای اینکه جامعه ای بزرگتر داشته باشن…

همجنسگرایی، موضوعی عادی در مدارس

(نکته:منظور من اینجا از همنجسگرایی و تجربه های همجنسگرایانه شامل تجربه های موردی و با شدت کم میشه)

همونطور که گفته شد افراد با پتانسیل بالاتر از نظر کنجکاوی و هیجان های کاذب خیلی بیشتر دست به تجربه های همجنسگرایانه میزنن.مسلما قشر جوان و نوجوان خیلی بیشتر در معرض این خطرن.شوخی های جنسی یک موضوع عادیست در مدارس اما از بین این شوخی ها مواردی جدی میشن.البته این موضوع و فرایندش خیلی در پسر ها و دختر ها متفاوتن.اما عوامل خارجی مثل تشویق دیگران و تجربه های ناموفق عاطفی هم خیلی موثره.

متاسفانه این موضوع نیاز به بررسی و مراقبت شدید داره اما جدی گرفته نمیشه…

ناخودآگاه همجنسگرا

کمی قبلتر به نقش رسانه های در ایجاد هیجان اشاره کردم و گفتم چه تاثیراتی در ذهن میذاره.

حالا فرض کنیم یک فرد ۱۸ ساله قبلا تحت فشار بلوغ شوخی های سطحی رو انجام داده و فانتزی هایی رو داشته و محتوای غیر اخلاقی با این مضمون هم دیده و الان هم هر از گاهی سر میزنه.

این فرد به مرور همجنسگرایی رو به عنوان یک راه حل برای ارضای نیاز های عاطفی و … خودش در ذهنش وارد کرده اما فعلا بلوکه شده.اما حالا این فرد در رابطه عادی خودش شکست میخوره و دچار هیجان کاذب ناشی از شکست میشه.ذهن اون فرد بلافاصله برای جبران شکست قبلی، راه حل جدیدی رو باز میکنه که به شدت عوامل خارجی هم بهش کمک میکنن.فرد تحت یک شوک خیلی سریع، وارد یک رابطه با همجنسش میشه و یک تجربه نسبتا موفق رو کسب میکنه.

حالا اینجا چه اتفاقی افتاده؟

این فرد بلافاصله بعد از یک تجربه ناموفق در رابطه عادی خودش، یک تجربه جدید و جذاب و موفق رو کسب میکنه و انقدر تحت فشار هیجانه که حتی فرصت تحلیل منطقی اتفاقی که افتاده رو هم نداره.طبیعیه که ذهن این فرد این راه حل رو جایگزین روش قبلی ارضای نیاز هاش میکنه و فرد احساس میکنه که از همون اول هم همجنسگرا بوده…

در حالی که این صرفا یک هیجان عادی بوده که حالا تبدیل شده به یک توهم

 

من مخالفم، دشمن نیستم

در نهایت، من کاری ندارم که شما همجنسگرایید یا نیستید.کاری ندارم این موضوع حاصل هیجانه یا واقعی.زندگی خودتونه!

اما من یک مخالفم.من به عنوان یک عضو آگاه از اجتماع نمیذارم این تجربه و هیجان و توهم رو به بقیه جامعه انتقال بدید، چون در این صورت شما از محدوده شخصی زندگیتون خارج شدید.

برای اون هایی که همجنسگرایی براشون یک هیجانه، من این موضوع رو یک بیماری یا انحراف حاد نمیدونم.مشکلیه که امروزه به خاطر شرایط روانی جامعه داره شایع میشه.من این مشکل رو یک اشتباه در درک میدونم.

من قصد ندارم به کسی بگم چجوری باش یا تو بدی یا تو متوهمی، اما وقتی با این شرایط مسموم و جهت دهی شده رسانه ها و دنیا مواجه میشم نمیتونم ساکت بمونم.

امیدوارم راه درست رو پیدا کنیم، موفق باشید!

بیشتر بخوانید
مقایسه یوتیوب و اینستاگرام،آموزنده در مقابل زیبای مخرب

سلام!

چند وقتی هست که آمار یکی از مراکز آماری معتبر انگلستان درباره میزان مفید بودن شبکه های اجتماعی در فضای مجازی میچرخه و نتیجش جالبه!

مفید ترین شبکه اجتماعی که یوتیوب هست در ایران فیلتره و مخرب ترین اون ها که اینستاگرام هست در دسترس !

امروز میخوایم نگاهی بندازیم که در جامعه ما هم همین ترتیب صدق میکنه؟

آموزنده ی فیلتر

یوتیوب کم و بیش تا قبل از سال ۸۸ در ایران قابل دسترس بود، اما از اون زمان کاملا در ایران مسدود شده.اما محتوای یوتیوب چیه که انقدر مفید شناخته میشه؟

در واقع جواب اینه که همه چیز!

یوتیوب پر از فیلم های آموزشی در همه زمینه ها، تحلیل های زیبا و مصور درباره همه چیز، و اخبار و سرگرمی های جالبه !

وقتی درباره فیلم های آموزشی در یوتیوب حرف میزنیم، منظور ما آموزش های قدم به قدم با کلی، درباره مسائل روزمره تا پیچیده ترین علوم جهان هست.اینکه بهترین نحوه شکستن یک تخم مرغ چجوریه تا آموزش ساخت لیزر و ربات و برنامه نویسی.چیز هایی که در ایران با کیفیت بسیار پایین تر با قیمت های عجیب عرضه میشن.مطالبی که حتی در خیلی هاشون لازم نیست چندان به انگلیسی مسلط باشید.

و یوتیوب رو میشه بهترین شبکه اجتماعی از نظر سرگرمی دونست.تسهیلات خاص یوتیوب برای تولید کننده های محتوا که بعدا بیشتر دربارش خواهیم گفت باعث شده تا یوتیوب در کنار آموزنده بودن خیلی هم سرگرم کننده باشه.

مخرب پرطرفدار!

در مقابل،اینستاگرام که در کشور ما قابل دسترسه و خیلی هم محبوب نوجوانان هست یک شبکه اجتماعی واقعا مخربه.چرا؟

از دلایل مخرب بودنش توانایی عجیبش در ساخت سلبریتی و نفوذ زیادش در زندگی شخصی آدمه.یوتیوب برای نشون دادن زندگی شخصی شما انقدر ها نمیتونه خوب باشه ولی اینستاگرام چرا.مردم در اینستاگرام از غداشون،خونشون،نحوه زندگیشون،دوستاشون و هزار چیز دیگه تصویر میذارن.اما چه تصاویری؟

محبوب برای دروغ گو ها

شاید فکر کنید دروغ های اینستاگرامی مردم از زندگی هاشون فقط در ایرانه،اما این یک موضوع جهانی هست.اینستاگرام با فراهم کردن محیط مناسب برای بروز دادن یک میل درونی که شو آف و پز دادن هست،باعث شده بسیاری از افراد با گذاشتن گزینشی قسمتی از زندگی خودشون در اینستاگرام یک دروغ زیبا رو به عنوان خودشون معرفی کنن.این موضوع همون قدر که برای اون فرد و جامعه مشکل آفرینه، برای کسی هم که تحت تاثیر اون قرار میگیره و اونو باور میکنه مضره.این تقریبا مهم ترین دلیل مخرب بودن اینستاگرامه و با توجه به اینکه بیشتر مخاطبان این شبکه اجتماعی نوجوانان و جوانان هستن منطقیه.مسلما با استفاده درست از این شبکه اجتماعی به قول معروف میشه تهدید هارو تبدیل به فرصت کرد  (:دی).اما همچین شبکه اجتماعی آیا با یوتیوب قابل مقایسه هست؟

ما در اینجا نمیگیم که اینستاگرام یک شبکه اجتماعی بده و باید به جاش از یوتیوب استفاده کرد، چون محیط این دو متفاوته.اما کمبود محتوایی که منبعش یوتیوب هست باعث زیاده روی ها در یک محیط مناسب به نام اینستاگرام میشه.با فیلتر شدن یوتیوب در واقع تعادل بین این دو محیط بهم خورد و مشکلاتی که ما امروز میبینیم به وجود اومد.

انتقال یوتیوب به اینستاگرام و تلگرام؟!

در این وضعیت تلاش هایی شده تا محتوا های برگزیده یوتیوب به تلگرام و اینستاگرام آورده بشن،اما این تلاش ها منطقی هستن؟

در واقع ما از یک جامعه و شبکه اجتماعی و فضای درون اون حرف میزنیم.علاوه بر این،محتوای گزینشی درباره یوتیوب یک چیز اشتباه هست،چرا که یوتیوب انقدر بزرگ و جامع هست که هر فرد محتوای سفارشی و خاص خودش رو استفاده میکنه.این اشتباهات تکرار شدن اما در ابعاد بسیار بزرگتر:

یوتیوب های وطنی!

یوتیوب های وطنی با فیلتر شدن یوتیوب پا به عرصه وجود گذاشتن و مسئولان هم با امید اینکه این نمونه های وطنی بتونن جای نسخه اصلی رو بگیرن اجازه دادن تا به سرعت پیشرفت کنن.اما آیا این استارتاب های وطنی میتونن جای یوتیوب رو بگیرن؟

جواب یک نه ی بزرگ هست.کافیه نگاهی به تنوع محتوا در آپارات و جامعه اون بندازید.به نظر شما رویای یوتیوب استار شدن با رویای ستاره آپاراتی (!؟) قابل مقایسه هست؟

یوتیوب در واقع یک جامعه و شبکه اجتماعی خاص هست که با امکانات و تشویق های بسیار زیادش کاربرانش رو تشویق به تولید محتوا و رقابت میکنه.اما این موضوع چقدر در جایی مثل آپارات جا داره؟آیا راز موفقیت یوتیوب فقط همینه که فیلم رو هاست میکنه تا شما برید ببینید؟شبکه اجتماعی شامل مسائل پیچیده تری هست!

یوتیوب بدون محتوا های خاصش هیچی نیست.درسته که ما شاهد تلاش هایی مثل برنامه های اینترنتی در این زمینه بودیم اما باز هم یک شوخی بزرگ هستن این یوتیوب های وطنی.

محتوای غیر اخلاقی در اینستاگرام و یوتیوب

صد البته که محتوای غیر اخلاقی در کشور ما با بقیه نقاط دنیا فرق داره،اما کدوم یک بیشتر مراقب جامعشون هستن؟

در هر دو محتوای پورنوگرافی و خشونت آمیز ممنوعه اما آیا فیلتر کردن یوتیوب به بهانه محتوای غیر اخلاقی در مقابل اینستاگرامی که درش محتوای غیر اخلاقی وطنی (!) تولید میشه یک چیز مسخره نیست؟!

اینستاگرام همونطور که در ابتدای مطلب هم گفته شد استعداد بالایی در تبدیل افراد به سلبریتی داره.و دنیا هم پر از آدم هایی که میخوان سلبریتی باشن!

امنیت ملی در یوتیوب

شاید زمانی بود که میگفتن فیلم هایی که چندان برای حکومت جالب نیست در یوتیوب منتشر میشه، اما امروز با وجود این همه کانال تلگرامی و فیدخوان های توییتری واقعا چیزی می مونه که بشه جلوی پخشش رو گرفت؟یوتیوب دیگه یک تهدید برای امنیت ملی (ملی؟) نیست.

یوتیوب استار ها در مقابل سلبریتی ها

شاید گفته شه در یوتیوب هم یوتیوب استار ها هستن مثل سلبریتی ها در اینستاگرام، اما اینجا یک تفاوت به خوبی مفید تر بودن یوتیوب رو ثابت میکنه:

یوتیوب استار ها در واقع با تولید محتوای مناسب یوتیوب استار میشن اما اینستاگرام؟ این به خوبی محتوا محور بودن یوتیوب رو نشون میده.

شبکه اجتماعی که محیطش محتوا محور باشه قطعا آموزنده تر هست!به نظر شما در جایی که رقابت بر سر محتوای بهتر هست فواید بیشتری هست یا در جایی که رقابت بر سر اینه که چجوری دروغی رو قشنگ نشون داد که همه باور کنن!؟

بنابراین…

همین موضوع محتوا محوری باعث شد تا تصمیماتی در زمینه باز شدن یوتیوب برای دانشگاه ها گرفته بشه اما آیا مردم عادی نمیتونن از محتوای اون استفاده کنن؟

در عصری که پیشرفت و نفوذ تکنولوژی از دست ما خارجه و شبکه های اجتماعی در همه ابعاد در جامعه نفوذ کردن،آیا ما با بستن گزینشی اون ها تعادل جامعه رو به هم نمی زنیم؟

در کشور ما هزار تا مسئول و مقام به نفوذ محتوای نامناسب در بین نوجوانان اعتراض دارن و تقصیر رو میندازن به گردن فضای مجازی.آیا اگر یوتیوب فیلتر نیود این حجم بزرگ از محتوای آموزنده باعث تعادل محتوایی در بین اقشار مختلف جامعه نمی شد؟

رویای محتوای ایرانی در یوتیوب

موضوع ناراحت کننده اینه که حتی در صورت رفع فیلتر شدن یوتیوب در ایران، به دلیل عدم وجود امکانات خاص یوتیوب در ایران هنوز هم خیلی با تولید محتوای مناسب ایرانی فاصله خواهیم داشت.فعلا ما در زمینه تولید محتوا در یوتیوب محدود به رقص دختر دبیرستانی و رقص آخوند زورگو (دلاوران سایبری، آخوند زورگو گفتار اونا هست.ما ازوناش نیستیم عزیزان :دی) در پارتی شبانه هستیم و حالا حالا ها باید تاوان این تصمیم اشتباه رو بدیم.

امیدوارم مفید بوده باشه،کپی با ذکر منبع آزاد!

موفق باشید 🙂

بیشتر بخوانید
توییتر و اهمیت آن در ایران

سلام

امروز بعد از مدت ها رصد و فعالیت در توییتر تصمیم دارم تحلیلی بر توییتر فارسی و اهمیت و نقشش در ایران بنویسم.

کسایی که در توییتر بودن یا هستن میدونن که حجم بسیار بالایی از مطالب منتشر شده در کانال های تلگرامی از توییتر هستن و بر همه ما هم مشخصه که کانال های تلگرامی امروز نقش زیادی در فضای رسانه ای کشور دارن.

این موضوع هم مشخصه که رسانه ها در واقع چشم مردم هستن و مردم بر اساس اطلاعاتی که از اون ها میگیرن فکر میکنن.این دقیقا اهمیت رسانه و توییتر هست.

خب رسانه ها و طبعا کانال های تلگرامی جبهه گیری های خاصی دارن و اخبار رو فیلتر و بعد منتشر میکنن یا به نحو دلخواه خودشون این کار رو میکنن اما از حدی به بعد این موضوع امکان نداره.

همه این هارو گفتم که برسم به اینکه منبعی به نام توییتر که بسیاری از محتوای حال حاضر رسانه ای کشور اونجا تولید میشه چقدر اهمیت داره.

برای دوستانی که نمیدونن، توییتر یک مثل بقیه شبکه های اجتماعی امکان به اشتراک گذاشتن محتوا با بقیه رو به شما میده اما به شیوه خودش.شما میتونید در قالب پیام های ۱۴۰ کاراکتری این کار رو بکنید و این محدودیت کاراکتر و فضای کاربری توییتر امکان این رو به کاربر میده که تعداد پیام (توییت) های زیادی رو به اشتراک بذارید.

حالا که فهمیدیم توییتر چی هست و چه اهمیتی دارم از چند نظر بررسیش خواهیم کرد.

مخاطبان

وقتی به کاربران توییتر نگاه می کنیم میبینیم تعداد زیادی از فعال های سیاسی اجتماعی در اون فعال هستن و محتوا منتشر میکنن.مثل روزنامه نگار ها و فعالان سیاسی و…

در مرحله بعد کاربران دیگه ای رو میبینیم که نقش موثری در محتوا های توییتر دارن و پرطرفدارن اما با یک شخصیت حقیقی و واقعی وارد نشدن.حالا این محتوا ها میتونه هک و امنیت باشه میتونه بازتاب فضای توییتر باشه یا حتی طنز و شوخی.

قسمت آخر هم کاربران عادی هستن که همین دسته هم خودش درجه های زیادی داره از نظر محبوبیت و تاثیر اون ها در جو توییتر.

جو عمومی

جو عمومی توییتر خاص هست.تا چند سال پیش شما اگر با یک عقیده مشخص و معرفی شده خاص که باب طبع جو عمومی توییتر نبود وارد میشدید کاملا از فضای اونجا رونده میشدید.این نشانگر شرایط خاص اجتماعی هست که در ادامه در بخش فشار اجتماعی دربارش حرف میزنیم.

این جو خاص باعث میشه بعضی افراد نتونن وارد توییتر بشن.مثلا اخیرا بحثی در توییتر باب شده بود که کاربران اینستاگرام در حال ورود به توییتر هستن و حالا تفسیر های متفاوتی بود که اینا فلانن و یجورین و …

امروزه بر خلاف چند سال پیش جو توییتر دچار چند قسمتی شده و عقیده هایی که تا چند سال پیش جایی در توییتر جایی نداشتن، برای خودشون حلقه های اجتماعی خودشون رو دارن و در توییتر فعالیت میکنن.

بخش بزرگی از این اتفاق به خاطر توصیه چند سال پیش آقای خامنه ای درباره ی حضور بچه مسجدی ها و … در شبکه های اجتماعی (به نظر میاد مخصوصا به توییتر اشاره بوده) هست.

حالا موضوعی که جالبه این هست که در اوایل ساخته شدن توییتر مخاطبان اون اغلب فعالین اجتماعی و مشخصا مخالف های خارج از کشور و داخل از کشور بودن و به همین دلیل، جو عمومی توییتر به این سمت گرایش داره.این موضوع در سال ۸۸ که توییتر شد مرکز هماهنگی گروه های مخالف تشدید شد.

البته ای به معنای جو کاملا سیاسی توییتر نیست اما این موضوعات حضور پر رنگ تری در توییتر دارن.این خودش یک ظرفیت بزرگ برای انتشار عقاید سیاسی رو ایجاد میکنه.

شرایط کاربری توییتر خیلی بهتر از بقیه شبکه ها هستن برای حضور و انتشار عقاید سیاسی.

جدا از این مسائل، کاربر های فعال و برجسته توییتر عموما رفتاری متفاوت تر از جو عموم جامعه دارن (این به معنای متفاوت بودن اون ها در بیرون نیست).

بقیه کاربر ها و فعالیت های توییتر هم میشه حرف های روزانه و حرف های تاثیرگذار و مسخره بازی و دعوا و …

نقش و اهمیت توییتر

با توجه به جو کلی توییتر که به کدوم سمته، هر از چند گاهی کاربران توییتر هشتگ هایی میزنن در حمایت از فلان زندانی سیاسی یا اعتراض به فلان تصمیم.

هر از گاهی این حرکت ها تاثیر هم داشته و دلیل تاثیرش هم مشخصه.وقتی در توییتر فارسی یک حرکت اعتراضی ترند جهانی میشه (اون هشتگ جزو محبوب ترین های جهان میشه) طبعا رسانه ها هم اون حرکت رو یک حرکت عظیم از طرف کل ملت ایران بازتاب میدن که باعث فشار هایی میشه در حالی که مشخصه جو عمومی توییتر کاملا متفاوت از عموم جامعست!

این مشکلات و مسائل و جریانات ۸۸ باعث شد تا جریان های مذهبی و اینوری هم به هر نحوی که شده جای خودشون رو در توییتر باز کنن که با بدبختی های فراوان این اتفاق افتاده.

یکی دیگه از دلایلی که باعث این حرکت شد همون دلیل اول مطلب درباره منبع بودن توییتر هست.توییتر اگر کاملا به یک سمت رفت و موند، قطعا این فضای رسانه رو دچار اختلال میکنه.

فشار اجتماعی توییتر

در چند تا تحقیقات من موارد خیلی جالبی مشاهده شد درباره تغییر رفتار کاربر بعد از مدتی از ورودش به توییتر.

به نظر میرسه این جو توییتر به قدری خاص و قوی هست و از طرفی تحسین شدن در توییتر خیلی شیرینه برای کاربر که باعث تغییراتی در عقاید و تفکرات بعضی از کاربران میشه.

پدیده ای در توییتر به نام باند بازی وجود داره که در اون تعدادی از کاربر ها به طور مخفیانه با هم سر بعضی مسائل به طور هماهنگ کار میکنن و اینطور به نظر میرسه که واقعا در فلان موضوع همه خیلی متحد و یک نظرن.

این باند بازی ها تاثیر جالبی رو بعضی کاربر ها داشته.ظاهرا کاربر تازه وارد و از همه جا بی خبر با یک دستی بعضی کار ها و حرف ها روبرو میشه و با اومدن عوامل دیگه، به مرور دچار تغییر عقاید میشه.یکی از اون عوامل دیگه در واقع ترس از هجو شدن توسط کاربران دیگه هست که خیلی موثر و به جا هست چون عقاید خاص اونجا بی رحمانه هجو میشن.

فیلتر ماندن توییتر

با وجود اینکه برادران حوزه و مسجد ریختن توی توییتر اما توییتر همچنان توییتر فیلتر هست.

البته خیلی ها از سر تا پای حکومت و دولت سعی کردن توییتر رو رفع فیلتر کنن اما تا الان نشده.توییتر نه تنها در ایران بلکه در جهان از اهمیت خاصی برخورداره.

احتمالا مخالفان رفع فیلتر توییتر بر این نظر هستن که رفع فیلتر این شبکه ی اجتماعی باعث ورود عقاید درون توییتر به جامعه میشه و خطرناکه و موافقان هم میگن این ورود مردم باعث متعادل شدن جو توییتر میشه که خیلی هم مفیده.

جالبه که وقتی به کاربران توییتر نگاه میکنیم میبینیم خیلی ها مخالف رفع فیلتر توییتر هستن چون توییتر رو جایی دنج و دور از عموم جامعه برای خودشون میدونن.

توییتر در تلگرام

برای مبحث آخر، میخوام به موضوع ورود توییتر به تلگرام اشاره کنم.

با ورود تلگرام به ایران کسانی که قصد انتقال محتوای خاص خودشون به مردم رو داشتن فرصت رو عالی دیدن اما مشکلاتی وجود داشت.

تا قبل از ورود تلگرام و کانال های تلگرامی، میشه گفت توییتر بهترین جا برای انتقال عقاید بود اما با ورود تلگرام این شرایط عوض شد.یک مسنجر با قابلیت عالی اطلاع رسانی که فیلتر هم نیست و روز به روز افراد بیشتری بهش میپیوندن! واقعا کی از این میگذره؟

با این حال باز هم توییتر به خاطر نوع انتقال پیامش بستر مناسب تری بود.اتفاقی که در اینجا افتاد این بود که فید های توییتری تلگرام به وجود اومدن به این صورت که بعضی ها دستی و بعضی ها هم به صورت اتوماتیک و با بات هایی پیام های خاص توییتر رو به تلگرام منتقل کردن و اینجوری کانال هایی مثل توییتر فارسی و … به وجود اومدن.

بعد از این ماجرا مردم با توییتر آشنا تر شدن اما به خاطر بعضی مسائل از جمله فیلتر بودنش وارد اون نشدن و در عوض در کانال های تلگرامی ماهیت توییتر رو تقلید کردن که خیلی هم شیوه پر طرفداری شد.

ممنون که این پست رو خوندید، اگر جایی رو میخواید اصلاح کنید یا نظر و تجربه ای دارید در کامنت ها با ما در میون بذارید 🙂

بیشتر بخوانید
برنامه نویسی چیست، بازار کار آن چگونه است و چگونه برنامه نویس شویم؟

سلام !

بعد از مدتی یک پست جدید مینویسم که در واقع نسخه جدیدتر و بهتر این پست هست.

برنامه نویسی

اگر بخوایم یک تعریف اجمالی از برنامه نویسی داشته باشیم، برنامه نویسی یعنی نوشتن کد ها و دستوراتی بر اساس قوانینی مشخص که توسط ماشین (کامپیوتر) خونده میشه و به صورت اجرایی در میاد.

حالا زبان های برنامه نویسی بر اساس نحوه اجرا به دو دسته تقسیم میشن.

۱-زبان هایی که کد نوشته شده شما رو توسط کامپایلر به زبان ماشین (۰و۱) و دستور العمل های اجرایی تبدیل میکنن مثل Cو++Cو…

۲-زبان هایی که کد نوشته شما رو مستقیما به صورت فایل اجرایی در نمیارن و برنامه ای، کد های رو در هنگام اجرا میخونه و همون زمان به دستور العمل های ماشین ترجمه میکنه که بهشون میگن interpreted.مثل پایتون و تا حدودی جاوا (مکانیزم کار جاوا کمی فرق داره که شاید بعدا در پستی جدا توضیح بدم)

نکته:در خیلی زبان ها کد مستقیما به زبان ماشین تبدیل نمیشه و ممکنه به صورت قابل فهم برای یک برنامه ی دیگه تبدیل بشه و در نهایت به زبان ماشین تبدیل بشه.

همونطور که در مقاله قبل هم اشاره کردم یکسری تصورات غلطی وجود داره که همین اول کار باید ذهنتون رو ازش پاک کنید.

ببینید این موضوع وجود داره که میشه با صفر و یک مستقیما به ماشین دستور داد اما این کار پیچیده، پر از اشکال و شدیدا زمان بر هست.این دلیل ایجاد زبان های برنامه نویسیه.زبان های برنامه نویسی قالب و شیوه هایی رو معرفی میکنن که شما با استفاده از کلمات و ساختار های قابل فهم، کاری که میخواید انجام بدید رو به صورت قابل فهم و ساده تر بنویسید و سپس با استفاده از کامپایلر به زبان ماشین تبدیل کنین.پس قطعا برنامه نویسی ۰ و ۱ نوشتن نیست !

کاربرد و بازار کار

ما زبان های برنامه نویسی زیادی داریم که بعضی هاشون منسوخ شدن و بعضی هاشون کاربرد های محدود دارن.

مثلا زبان برنامه نویسی LISP که یک زبان برنامه نویسی قدیمی هست و امروزه در بحث هوش مصنوعی کاربرد داره یا زبان برنامه نویسی lua که عمرش نسبت به بقیه زبان ها تقریبا کم هست و کاربردش در هوش مصنوعی بازی ها و … هست (lua طیف وسیعی از کاربرد هارو پوشش میده)

 

همونطور که گفتم هر زبان بیشتر برای کاربرد های خاصی استفاده میشه.ما در اینجا بازار کار رو بررسی میکنیم و میگیم چه زبان هایی خواهان بیشتری دارن.

با نگاهی به بازار کار در ایران و جهان، متوجه میشیم امروزه درصد بالایی از بازار کار برنامه نویسی رو زبان های وب (زبان هایی که در طراحی وب استفاده میشن) و جاوا در دست دارن.قسمت زیادی از استفاده بالای جاوا به خاطر برنامه نویسی اندروید هست.البته جاوا زبان بسیار بسیار کاربردی هست و به اندروید محدود نمیشه.

با بالا رفتن روز افزون کسب و کار های نوپا در ایران نیاز به برنامه نویسان وب و برنامه نویسان نرم افزار های اندرویدی بالا رفته.پس میشه نتیجه گرفت بازار کار در ایران بیشتر به سمت وب و تلفن همراه گرایش داره.

زبان های برنامه نویسی وب

در بحث برنامه نویسی وب، زبان ها و متخصص ها به دو دسته تقسیم میشن :

۱-فرانت اند (Front-End) : این برنامه نویس ها وظیفه توسعه ظاهر کار رو دارن یعنی چیزی که کاربر مشاهده میکنه.این کار نیاز به خلاقیت و کار زیادی داره چون برنامه نویس باید تعاملی بین ظاهر نهایی و کد های Back-end ایجاد کنه و در عین حال مسائلی مثل seo رو در نظر بگیره.زبان های برنامه نویسی که در این زمینه استفاده میشه عموما html، css و جاوا اسکریپت هستن.

۲-بک اند (Back-End) : این برنامه نویس ها قسمت پشتی و پنهان کار رو میسازن که میشه گفت قلب کار و چیزی که پروژه رو پویا میکنه هست.زبانی که معمولا استفاده میشه php هست.

فعالیت به عنوان برنامه نویس وب

یک توسعه دهنده ی وب اگر یکی از دو دسته ی بالا باشه معمولا استخدام یک شرکت میشه و خیلی کم به صورت فریلنسری کار میکنه.

وقتی بحث استخدام پیش میاد طبیعتا چیز هایی مثل سابقه کار و رزومه و بعضا معرف (شما بخونید پارتی) خیلی اهمیت پیدا میکنن.

اما وقتی توسعه دهنده محدود به دسته بندی بالا نباشه، به دو حالت دیگه هم میتونه کار کنه.وقتی شما هر دو کار بالا رو بتونید انجام بدید میتونید به صورت آزاد پروژه بگیرید که بازم بحث رزومه پیش میاد.یک روش دیگه هم هست و اون اینه که با استفاده از دانش خودتون محصول یا خدماتی رو بسازید که بتونید به دیگران بفروشید.مثلا توسعه یک سیستم مدرسه هوشمند یا ترجمه قالب وبسایت.

دو روش کار آخر دقیقا دلیلی هست که برنامه نویسی رو حرفه ای بسیار مناسب میکنه و این امکان رو میده که به تنهایی کار کرد.

زبان های برنامه نویسی موبایل

یک کسب و کار خیلی اوقات بر پایه نرم افزار موبایلیش میچرخه و این اهمیت این موضوع رو نشون میده.در اندروید شما برای ساخت برنامه اندرویدی نیاز به زبان Java و xml دارید.در IOS زبان برنامه نویسی سوییفت هست که اختصاصی پلتفرم اپل هست.البته در اندروید باید به این توجه کرد که توسعه دهنده باید به نحوه تعامل با سیستم عامل تسلط کافی داشته باشه چون این موضوع پیچیدگی های خودش رو داره.

برنامه نویسی اندروید امروزه در ایران به شدت پر طرفدار شده و این رو میشه به رفتن به مارکت ایرانی بازار دید.تیم های کوچیک و افراد به تنهایی کلی برنامه ی اندرویدی توسعه دادن که بعضی از اون ها بسیار موفق شدن و سود هایی با عدد های عجیب و غریب داشتن.

همونطور که به نظر میره بازار کار اندروید نسبت به وب، توانایی شخصی شدن بسیاری بالاتری داره و علاوه بر استخدام در شرکت ها،میشه به صورت فریلنسری و مخصوصا نوع آخر یعنی تولید محصول مستقل فعالیت کرد.

در فعالیت به صورت آزاد، ایده ی خوب خیلی تاثیر مهمی داره و این رو میشه از ایده های نرم افزار های برتر اندرویدی ایرانی فهمید.

زبان های برنامه نویسی سمت سرور

در یک کسب و کار وقتی ما برنامه ی موبایل رو ساختیم، این نرم افزار باید بتونه با یک سرور تعامل داشته باشه و کار اصلی و مرکز کسب و کار در اون سرور هست (Server-side).

در تمام زبان های برنامه نویسی برنامه نویس باید به نکات امنیتی توجه زیادی داشته باشه اما در اینجا این نیاز دو چندان میشه.

و به خاطر حساسیت و پیچیدگی های این کار شرکت ها وسواس خاصی در استخدام این متخصصان به خرج میدن.

در این بخش چندان نمیشه به صورت آزاد کار کرد اما درآمد خوبی داره.از جمله زبان های برنامه نویسی این بخش میشه به زبان های Net. و ++C و پایتون اشاره کرد.

نکته:اخیرا کار بات های تلگرامی هم خوب شده و با استفاده از این زبان های میشه به طور آزاد هم کار کرد ولی ایده حرف اول رو میزنه در اینجا.

یادگیری

و اما بعد از این همه حرف و اینکه چه زبانی برای ما مناسبه، چجوری باید برنامه نویسی رو یاد بگیریم؟

برای برنامه نویسی راه هایی مثل یادگیری از اینترنت، کتاب و کلاس وجود داره.اما کدوم یکی از اینا برای شما مناسبه؟

طبیعتا به این بستگی داره که شما چجوری بهتر یاد میگیرید.ممکنه فقط از طریق گوش دادن و کلاس بفهمید یا به طور خوندن از کتاب و اینترنت هم یاد بگیرید یا حتی به طور تجربی یاد بگیرید.

اما برای زبان برنامه نویسی اول معمولا توصیه میشه کلاس برید تا مفاهیم اولیه مشترک در زبان های برنامه نویسی رو یاد بگیرید.برای زبان های بعدی دو روش بعدی هم خوبن.

یک نکته که باید بهش توجه کنید اگر به منبع خوب اینترنتی دسترسی دارید بهتره به جای مراجعه به کتاب برید سراغ اینترنت چون منابع به روز تر و گسترده تر هستن.

البته حتما دقت داشته باشید وقتی شما میخواید جایی استخدام بشید باید به صورت استاندارد کار کنید و اگر از روش خود آموزی یاد گرفتید حتما آموخته هاتون رو استاندارد کنید.

امیدوارم این مطلب بهتون کمک کرده باشه.اگر سوال یا انتقادی بود در کامنت باهام مطرح کنید.موفق باشید 🙂

بیشتر بخوانید
توضیحاتی درباره یک پست

سلام.

حدود یکسال پیش پستی با عنوان “نگاه واقعی به فراماسونری،ایلومیناتی و ساتانیسم مدرن” نوشتم که تا به امروز بیشترین بازدید رو در این سایت داشته.دلیل اینکه این مطلب رو مینویسم اینه که موضوع مورد بحث موضوع پیچیده و گاه مهمی هست و درستی اون اهمیت بالایی داره.

در رابطه با خود این پست بازخورد چندانی نگرفتم اما در گوشه و کنار و به طور کلی بهم توصیه شد تا حد امکان مستند بنویسم و درست.

من باز هم در آینده این پست رو ویرایش میکنم اما اول از هر چیز میخوام دلیل ذکر نکردن منابع رو بگم.منابعی که من ازش استفاده میکنم عموما منابعی مثل کتاب و … نیستن، بلکه من از راه های ارتباطی، مطالب خودشون و … استفاده میکنم.به بیان دیگه، من خروجی ها و مسائل امروزی رو بیشتر دنبال میکنم و از اون ها استفاده میکنم (بعد از مطمئن شدن از اینکه حداقل اعتباری داره).

از طرفی این منابع و فضاهای آنلاین موضوعات انحرافی خیلی گسترده تری رو دارن.مثلا در یکی از تحقیقات اخیرم در همین شبکه های اجتماعی و “اجتماعات آنلاین” به موضوعاتی بر خوردم که حتی گفتنش در وب فارسی هم به صلاح نیست.با این حال من سعی میکنم مستندات بیشتری رو جمع کنم تا به این مطلب و مطالب احتمالی آینده اضافه کنم.

نکته ای لازم میدونم بهش اشاره کنم، این هست که طبق اون شیوه تحقیقات من، یکسری مسائل و جزئیات حذف میشن.مهم ترینش در این پست انواع هر دسته هست که تقریبا بهش اشاره ای نشده.چیزی که یکی از مهمترین قسمت های منابع کتابی هست.

به همین دلیل هست که بار ها اشاره میکنم این پست کافی نیست اگر دنبال منابع کتابی هستید کلا این پست رو ول کنید و …

این به معنی نادرست بودن پست نیست.ممکنه قسمت هایی از این پست درست نباشن اما عموما تضادی با واقعیت ندارن.

موضوع دومی که میخوام بهش اشاره کنم هدف نوشتن این پست بود.همونطور که در اول همون پست هم گفتم، هدف من این بود که تصورات افراطی و غلط در ذهن مردم جا نگیرن در عین اینکه نباید نادیده گرفته بشن.

ببینید دوستان، بار ها و بار ها گفتم و گفتند که مطالب غیر واقعی و افراطی درباره گروه هایی مثل فراماسون ها و ایلومناتی ها در واقع کمک به اون هاست.هرکسی که برای بار اول در وب فارسی درباره این مطالب تحقیق میکنه تا چند روز احساساتی مثل ترس و … میاد سراغش و بعد هم این بزرگی و شکست ناپذیری که از اون ها در ذهنش نقش میبنده بهش احساس ضعف و ناتوانی میده و این یک هدیه بزرگه به خود اون ها.تلقیناتشون خیلی راحت تر به همچین فردی نفوذ میکنه.

درسته اون ها وجود دارن، فعال هستن و روی خیلی چیز های کار میکنن و قدرت دارن اما واقعا به اون وحشتناکی هم نیستن !

همین گروه ها بار ها و بار ها از تکنیک های ایجاد ترس در افراد استفاده کردن که کار رو خیلی جاها براشون آسون میکنه.به نظرتون چرا انقدر فیلم های ترسناک روی موضوعات مشابه درباره فرقه های مخوف و … تمرکز دارن؟

به قدری این موضوع مهمه که احتمالش بسیار بالاست که خودشون این مطالب و جو رو پخش میکنن.

کل هدف من این بود که در عین واقعیت، جلوی این موضوع رو بگیرم.

در هر حال همونطور که همونجا هم گفتم، خیلی از کسایی که میان سراغ این مسائل نوجوان هستن.من میخوام بگم آگاه و هوشیار باشید اما بزرگنماییش نکنید.اجازه ندید کل زندگیتون رو بگیره.

این هیاهو و جو کاذب شاید یک نقطه جلب توجه باشه تا حواس مردم رو از جاهای اصلی دور کنه.

واقعیت اینه کار اون ها جلوی چشم ما هست ولی اصراری وجود داره که نه ما چیزی از اونا نمیدونیم و فعالیتشون کاملا مخفیه…

در هر حال فکر میکنم نوشتن این مطلب لازم بود.

موفق باشید 🙂

 

بیشتر بخوانید
vmlinuz و initrd.img در لینوکس

انتظار میره دوستانی که در جهت افزایش آگاهی دیگران این مطلب رو کپی میکنن نام منبع یعنی این وبسایت رو معرفی کنن.

در این پست میخوایم به دو فایل اصلی کرنل لینوکس بپردازیم.کرنل در واقع سخت افزار رو کنترل میکنه و وظیفه ی مدیریت حافظه (رم) و بقیه سخت افزار هارو داره.کارکرد کرنل و اهمیت اون فراتر از چیزی هست که خیلی ها تصور میکنن.حتی گرفتن ورودی از کیبورد و نمایش اون روی خروجی هم مربوط به کرنل هست.انواع مختلفی از کرنل وجود داره و هر سیستم عاملی کرنل داره.

در واقع چیزی به عنوان سیستم عامل لینوکس به عنوان چیزی که ما میبینیم وجود نداره و لینوکس فقط یک کرنل هست !

و این جاست که چیزی به عنوان گنو/لینوکس مطرح میشه.گنو/لینوکس یک سیستم عامل تشکیل شده از کرنل لینوکس و ابزار های دیگه ای که توسط جامعه گنو نوشته شدن هست و این چیزیه که ما تا حدودی به اشتباه (حتی در اینجا 🙂 ) اون رو سیستم عامل لینوکس می نامیم.

حالا کرنل لینوکس کجاست؟در واقع فایل vmlinuz فایل باینری و اجرایی و کامپایل شده ی کرنل لینوکس به همراه چند چیز دیگه هست که بهش اشاره میکنیم.

vmlinuz کوتاه شده ی این عبارته:

Virtual Memory LINUx gZip

که کرنل فشرده شده ی لینوکس هست.حالا اون چند چیز دیگه ای که گفتم چیا هستن؟ببینید در واقع کرنل لینوکس vmlinux هست.چند فایل اجرایی دیگه هم که در فرایند بوت کردن و انتقال به حالت protected mode نقش دارن هم در vmlinuz در کنار کرنل لینوکس هستن.

حالا همونطور که گفته شد کرنل تنهایی به درد ما نمیخوره و باید ابزار های دیگه ای هم لود کنه.توی این فرایند اول باید یکسری ماژول های ضروری که در خود کرنل نیستن لود بشن و برای این کار نیاز به ابزار و برنامه های کوچیک و اساسی دیگه ای هم هست مثل insmod که برای نصب ماژول های ذکر شده استفاده میشه.و اینجاست که initrd.img وارد کار میشه.

initrd.img در واقع یک روت مجازی لینوکس هست که ابزار و برنامه های اولیه لازم برای تکمیل فرایند بوت در اون هست.

بوت شدن کرنل

بوت کردن کرنل در واقع کار بوتلودر هست.

گنو گراب بوتلودر اصلی بسیاری از توزیع های لینوکسی هست و اگر دقیق نمیدونید که چی هست با یک سرچ ساده اطلاعاتی دربارش کسب کنید.حالا این گنو گراب چند دستور رو در کنسول خودش اجرا میکنه که کرنل رو بوت میکنه.

برای اینکه نگاهی به این دستورات بندازیم، وقتی در هنگام بوت شدن کامپیوتر، گنو گراب لود شد و صفحه انتخاب سیستم عامل اومد، دکمه ی ‘e’ رو میزنیم.

صفحه ای که میبینید در واقع دستوراتی هست که گراب برای بوت کردن سیستم عامل شما استفاده میکنه.البته بعد از این دستورات، دستور ‘boot’ هم هست که قسمت نهایی هست و با توجه به دستورات قبل فرایند بود رو شروع میکنه.

با هم نگاهی به این دستورات میندازیم.

مقدار بعضی از قسمت ها به عنوان مثال مطرح شدند و احتمالا مقادیر شما فرق دارند.

set root=(hd0,1)

این دستور در واقع پارتیشن اصلی سیستم عامل شما رو مشخص میکنه.

linux /boot/vmlinuz-3.13.0-29-generic

این دستور کرنل یا همون vmlinuz رو که توضیح دادیم رو لود میکنه.

initrd /boot/initrd.img-3.13.0-29-generic

این دستور هم initrd.img رو لود میکنه.

این سه دستور، دستورات اصلی برای لود کرنل هستن که میتونید اون ها رو در کنسول گنو گراب هم تست کنید تا به صورت دستی کرنل رو لود کنید !

البته بعد از این سه دستور، دستور نهایی ‘boot’ هم اجرا میشه.

بوتلودر initrd.img و کرنل رو در قسمتی از رم لود میکنه و کرنل رو اجرا میکنه.کرنل، با استفاده از محتوای درون initrd.img به لود کردن برخی ماژول ها و درایور های لازم میپردازه.

البته فرایند اجرا شدن خود vmlinuz خودش یک مبحث جداست که در اینجا به دو تصویر از آناتومی اون و فرایند اجرا شدنش اشاره میکنیم.

در تصویر بالا، آناتومی vmlinuz رو میبینیم که ایمیجی شامل کرنل و دو فایل اجرایی هست.

در این تصویر فرایند بوت شدن کرنل رو میبینیم و درک بهتری از کاربرد اون دو فایل اجرایی در بالا پیدا میکنیم.دقت داشته باشید طبیعتا دو فایل اجرایی به زبان اسمبلی هستن.

درک شیوه ی بوت و اجرا شدن کرنل لینوکس میتونه درک بسیار بهتری از نحوه کار سیستم عامل ها به ما بده.ان شاء الله اگر عمری بود در آینده پستی درباره بوت شدن سیستم عامل ها مینویسم همراه با چند بوت سکتور و … و البته تصویر آخر رو هم به طور کامل توضیح میدم.

امیدوارم براتون مفید بوده باشه.

موفق باشید 🙂

 

بیشتر بخوانید
دوباره سلام دنیا !

سلام !

بالاخره بعد از یک ماه و نیم آفلاین بودن سایت به دلیل دردسر های شرکت هاستینگ و از دست رفتن اطلاعات،و لطف شرکت جایگزین در دادن اطلاعات سابق امروز دوباره سایت آنلاین شد.

پس دوباره سلام دنیا 🙂

بیشتر بخوانید
مهاجرت از یاهو : Gmail یا Outlook.com؟

احتمالا شما هم خبر فاجعه بار لو رفتن اطلاعات ۵۰۰ میلیون کاربر یاهو رو شنیدین. بسیاری از ایرانی ها (مخصوصا اونایی که از قدیم ایمیل دارن) از یاهو استفاده میکنن، اما یاهو با تمام خاطرات خوبش دیگه جای مناسبی برای ایمیل شما نیست. با توجه به این موضوع خیلی ها دنبال مهاجرت از یاهو هستن. سوالی که برای خیلی ها پیش میاد مقصد مهاجرتشون هست. عموما دو قدرت مهم در زمینه سرویس های ایمیل در اینترنت هست. Gmail و Outlook که به هر کدوم نگاهی میندازیم.

Gmail

جیمیل سرویس ایمیل شرکت گوگل هست که از سال ۲۰۰۴ تا حالا فعالیت میکنه و امکانات خوبی رو در اختیار کاربرانش قرار میده. از جمله مزایای اون متصل بودن به سرویس های دیگه ی گوگل مثل Google Now و دیگر سرویس های اون هست.ظاهر خوب، کلاینت های خوب برای بسیاری از سیستم عامل ها و امنیت بالا از مزایای دیگه ی اون هست. اگر به دنبال همگام سازی مناسب با اندروید و آسانی در استفاده هستید Gmail میتونه بهترین انتخاب برای شما باشه.


Outlook.com

دلیل پسوند دات کام، جدا سازی این سرویس از کلاینت ایمیل مایکروسافت به همین نام است.

Outlook.com سرویس ایمیل پیشرفته مایکروسافت هست که در سال ۲۰۱۲ به این اسم فعال شده. اما در واقع پیشینه Outlook.com به سال ۱۹۹۶ بر میگرده. زمانی که Hotmail ساخته شد و یکسال بعد از اون توسط مایکروسافت خریده شد. تمرکز Outlook.com بر روی سادگی در استفاده، ظاهر زیبا و برطرف سازی نیاز های تجاری هست. این سرویس هم به دیگر سرویس های کمپانی مایکروسافت مثل آفیس و ویندوز متصل هست. اگر ظاهر مدرن، همگام سازی با سرویس ها و محصولات مایکروسافت و استفاده تجاری برای شما مهم هست Outlook.com میتونه بهترین انتخاب برای شما باشه. (گرچه لزوما فقط مناسب کاربرد های تجاری نیست)


در حال حاضر Gmail حدود یک میلیارد کاربر و Outlook.com حدود ۴۰۰ میلیون کاربر داره.

از نظر امنیت هر دو امنیت بسیار بالایی دارن و نگرانی از این بابت نیست. از قابلیت های جالب هر دو ارتباطشون با دستیار های مجازی خودشون هست. Outlook.com با کورتانا و Gmail با Google Now.

البته ارتباط این سرویس ها با بقیه سرویس های اون شرکت فایده های زیادی دارن. همونطور که اطلاع دارید مایکروسافت شبکه اجتماعی Linkedin رو خریده و قصد داره تمام سرویس هاش از جمله آفیس و Outlook.com رو به اون وصل کنه. این خیلی برای افراد حرفه ای مناسب خواهد بود و Outlook.com رو تبدیل به یک سرویس بی نظیر برای کاربرد های تجاری و حرفه ای میکنه. از طرفی گوگل با سیستم های هوش مصنوعی خودش و با سرویس Inbox ایمیل های شما رو در Gmail اولویت بندی و بسته به محتوای اون ها برای شما دسته بندی میکنه که جیمیل رو گزینه ای مناسب برای بیشتر کاربرد ها از جمله استفاده معمولی میکنه.

اگر هنوز هم شک دارید که کدوم رو انتخاب کنید توصیه میکنم مدتی با هر دو کار کنید. امروزه سرویس های ایمیل فراتر از فقط ایمیل دادن و گرفتن هستن. شما باید با دقت نیاز های خودتون رو بررسی و با سرویس های موجود تطابق بدید. ممکنه حتی به سرویسی غیر از این دوتا برسید 🙂

بیشتر بخوانید
هک اینستاگرام؟

امروز به این سوال پاسخ میدم که اگر تنها راه هک پیج اینستاگرام فیک پیج هست چرا بعضی پیج ها بدون مهندسی اجتماعی هک میشن؟

تقریبا اکثر کسانی که میشه بهشون گفت هکر با این سوال و درخواست مواجه شدن که “یه پیج اینستاگرام رو برام هک میکنی؟”.

و اگر هکر مورد بحث فیک نباشه و ملت رو فریب نده میگه نمیشه و تنها راهش مهندسی اجتماعی و فیک پیج هست.اگرم دنبال دردسری با تروجان روی گوشی طرف.و بعد چنتا مقاله فیک پیج بهشون میده و میره مگر اینکه بخواد خودشو لوس کنه که در این صورت خودش سعی میکنه این کار رو انجام بده.

حالا سوال اینجاست که ما میبینیم پیج بعضی افراد معروف و سلبریتی ها هک میشه و معمولا ادمین پیج آگاه هست که چه کار نکنه که هک نشه.اینجا دو تا راه وجود داره.

اول : استفاده از شیوه های دیگه مثل هک گوشی یا سیستم قربانی یا حتی حملات مرد میانی(MITM)

دوم : استفاده از اکسپلویت های priv8 (خصوصی) که درز پیدا نمیکنه.و نه فقط در مورد اینستاگرام بلکه در مورد بسیاری از سرویس های مشابه این اکسپلویت ها وجود دارن که بعضی هاشون به این راحتی ها درست نمیشن بعضی هاشون با احتیاط استفاده میشن و اصلا لو نمیرن و خیلی هاشون که بهشون میگن باگ zero day برای یک مدت کوتاه تا قبل از برطرف شدن باگ استفاده میشن.

نکته:این اکسپلویت های zero day یا priv8 فقط مخصوص موارد ذکر شده نیست و درباره خیلی چیز ها وجود داره.

مورد بحث ما درباره ی مورد دوم هست.باگ های priv8 در بازار های مخفی هکر ها که معمولا در شبکه تور هستن فروش میرن یا با دیگر هکر ها در ازای یک باگ دیگه مبادله میشن و شما نمیتونین پیداشون کنین.البته بسته به حساسیت باگ و زمان انتشار اون سطح مخفی بودن اونا فرق میکنه.طبیعتا این اکسپلویت ها به قیمت های بالا فروش میرن.عکس پایین یکی از این باگ هاست که به گفته ادمین سایت هنوز هم بعد از گذشت ماه ها کار میکنه و بدست آوردنش زیاد سخت نیست چون در یکی از مارکت های معروف و قابل دسترسی هست.نیاز به هیچ ارتباط و کار اضافی هم نداره.و قیمتش ناقابل ۲۰۰۰ دلار هست.

Casptusre

و یک نکته جالب در عکس هست در قسمت پلتفرم که خودتون بخونید پلتفرم هک چیه 🙂

و از این دست اکسپلویت ها هست ولی در اعماق اینترنت.

امیدوارم حالا فهمیده باشید چطوری بعضی از اکانت های اینستاگرام بدون مهندسی اجتماعی هک میشن.

موفق باشید 🙂

بیشتر بخوانید
با نفرت و حسادت چیزی به دست نمی آید

این دل نوشته من درباره اخلاقیات ناپسند بعضی افراد با اندیشه های مثلا نو هست و بیشتر یک درد و دل هست تا بررسی و تحلیل…

باز هم یاد روزهای خاطره انگیز.پارسال در لین استارتاپ ماشین شیراز.

پارسال در اونجا حرف هایی زده شد که برای من درکش سنگین بود.و بعد از اون سنگین تر هم شد.من به عنوان کسی تا تا حدود کمی از زحمات تیم برگزاری و تعهدات تیم درباره مسائل مالی رویداد خبر داشتم و مدتی بعد از نزدیک سختی های اونو دیدم نمیتونم درک کنم چطور در اون رویداد عده زیادی از شرکت کننده که مثلا عضو ثابت این رویداد ها و جلسات هستن میتونن برگزار کننده هارو متهم به تلاش برای به دست آوردن پول بیشتر کنن در حالی که حتی درباره تعهدات مالی برگزار کننده اطلاعی ندارن.من فکر میکردم نسل جوانی با تفکر های نوی استارتاپی مسائلی مثل حسادت و نفرت رو حل کردن و با یک ذهن سالم فعالیت میکنن.با نفرت پراکنی بین دیگران پیشرفتی حاصل نمیشه.من اصلا به نسبت دادن صفت به گروه خوشم نمیاد اما ظاهرا این صفات زشت با خیلی از ما ایرانی ها هست.گروهی از جوونا که هدفشون رو پیشرفت عنوان میکنن با این کار ها گند زدن به همه چیز.وقتی فکر میکنم که در اون رویداد اون افراد میخواستن با ضبط یک فیلم از شرکت کننده ها رویداد رو ضعیف و تیم برگزاری رو ناشی نشون بدن حالم بد میشه.و فقط این نبود.چند وقت پیش وقتی با برگزار کننده یکی از رویداد های استارتاپی شیراز حرف میزدم دروغ هایی ازش میشنیدم درباره دیگر تیم ها که شاخ در آوردم!

و نشونه این ضعف فرهنگی هر از چند گاهی از بین لبخند های مصنوعی شعله میکشه.چند وقت پیش افتضاحی در یکی گروه ها بین افراد رخ داده بود.

با این تفکرات و اخلاقیات پوسیده هر جوری هم که ژست بگیرید پیشرفت نمی کنید…

بیشتر بخوانید