ترویج همجنسگرایی، هیجان همه گیر

مسلما این متن خالی از اشکال نیست و من پذیرای اصلاحات و نقد های محترمانه شما هستم، اما فکر میکنم وجود این پست لازم بود.ممنون

سلام!

ماه هاست هر روز یادداشتی که برای نوشتن این پست گذاشتم میاد جلوی چشمم اما تا امروز این کار رو نکردم.نوشتن این پست جرئت زیادی میخواد چون وقتی بحث عشق آتشین وسط میاد طرفداران این عشق شما تیکه پاره خواهند کرد.

اما چی میخوام بگم؟ مطلبی که در این پست میخوام بهش بپردازم یک مهندسی اجتماعی و یک ماشین فول اتوماتیک خارجیه که در حال گسترش دیوانه وار همجنسگراییه.قبل از اینکه یک راست برید پایین صفحه و کامنت بدید که همجنس گرایی با همجنس بازی فرق داره باید بگم منظور من دقیقا هم جنس گراییه.

به گسترش خطرناک این موضوع در ایران هم اشاره خواهم کرد.

(نکته ۱:من منکر وجود بعضی احساسات طبیعی افراد به همجنس خودشون نیستم اما مقصود من در این مقاله اکثریت افرادن که هیجانی هستن)

هوموفوب برابر با حیوان

(هوموفوب شخصی است که هوموفوبیا دارد به معنای اینکه با عقاید همجنسگرایانه و با همجنسگرا ها مشکل دارد)

شروع قرن ۲۰ میلادی انفجار شیوع عقاید و افکار جدید بود.از فمینیسم تا دموکراسی امروزی و البته همجنسگرایی و گرایش های مختلف جنسی دیگه.نیازی که برای دووم آوردن در این شرایط سخت برای هر یک از این حرکت ها به وجود اومد باعث شد تا اون ها با حمایت از هم دیگه بالا برن و به اینجا برسن.به همین خاطر هست که خیلی از عقاید و حرکت های نوی امروزی به هم ربط دارن.بحث ما فقط بحث همجنسگرا ها نیست.بحث جنبش هایی هست که یکی شدن و به اسم LGBTQ+ میشناسیمشون.جنبش هایی که به خاطر حمایت دوطرفه دموکراسی امروزی غربی به وجود اومدن و قوی شدن.اما این دموکراسی چقدر برای مخالفان این عقاید رعایت شده؟!

در خیلی از جمع ها و شبکه های اجتماعی خارج هوموفوب برابر با یک حیوان هست و از هیچ توهینی بهش دریغ نمیشه.بدون اینکه اعتراضی بهش وارد باشه.اما آیا اینکه صرفا من با عقیده شما مخالفم باعث میشه من برای شما خطرناک باشم و این حمله های علیهم انجام بشه؟

جامعه ی غربی که اینو میگه!صدا های مخالف نه توسط حکومت ها بلکه توسط یک جو و فشار روانی اجتماعی در حال خفه شدنن.شیوه کار این ماشین اتوماتیک اجتماعی هم جالبه.عموما در رسانه ها برای کنترل افکار عمومی از احساسات استفاده میشه.من یک عکس از یک بچه یتیم که سر پیکر پدرش داره گریه میکنه و بالای سرش بک نظامی افراطی وایساده رو به شما نشون میدم.بلافاصله ذهن شما شروع به شبیه سازی شرایط برای خودتون میکنه و در نتیجه شما درد ناشی از اون رو حس میکنید و به شدت تاثیر میگیرید.در بحث ما هم همین اتفاق با عشق افتاده.عشق به عنوان یک عامل بسیار قوی میتونه کاملا افکار و عقاید شما رو تغییر بده.

کاری که رسانه ها میکنن اینه: یک مخالف همجنسگرایی رو یک فرد ظالم و تندخو معرفی میکنن که باعث جدایی تو عاشق همجنسگراست.حالا هرکی مخالف باشه در ذهن مردم همون فرد ظالمه!

این باعث میشه صدا های مخالف توسط خود مردم و فشار اجتماعی خفه بشن.فشار اجتماعی به قدری وحشتناکه که کسی جرئت حتی اظهار نظر نکردن رو هم نداره…

تو همجنسگرایی، حتی اگر نخوای!

موضوع بعد، اینه که رسانه ها مدام به شما میگن تو همجنسگرایی!

توصیف های بی عیب و نقص از همجنسگرایی هر روز در حال انتشاره و در عین حال هیچوقت عادی جلوه داده نمیشه.به نظر شما چرا هنوز در کشوری که تمامی حقوق برای همجنسگرا ها آزاده و اکثریت مردم باهاش مشکلی ندارن راهپیمایی ها و مراسم های مفصل گرفته میشه؟مگه این موضوع عادی نشده؟

ذات انسان مایل به رفتن به جاهاییه که براش ناشناختست.هرچقدر بیشتر ازش بشنوی ولی ازش منع شده باشی بیشتر میخوای بهش برسی.این یک حس کاذبه که میتونه از هر حس واقعی دیگه ای واقعی تر جلوه کنه.من ۲۴ ساعت از مزایای همجنسگرایی میگم اما هیچوقت عادی جلوش نمیدم.مشخصه چی میشه…

تئوری توطئه ای در کار نیست

عموما وقتی ما حرف از این میزنیم که چرا اینا فلان کار رو میکنن چرا اونا فلان کار رو، این فکر به ذهن مخاطب میاد که وای باز هم یک مشت چرندیات توهمی از دست های پشت پرده!

اما نه، دست پشت پرده ای در کار نیست.مستندات خیلی محکمی وجود داره از اینکه جوامع LGBTQ+ شدیدا تلاش میکنن خودشون رو گسترش بدن و برای این کار از هیچ عملی دریغ نمیکنن.واقعیت اینه همه ما میتونیم همجنسگرا باشیم.همه ما میتونیم ترنس باشیم اما در واقعیت و اصل خودمون نیستیم.جوامع مظلوم و ستم دیده و فوق دموکراتیک LGBTQ+ پشت همه این تبلیغات و کار ها هستن.نه لزوما به طور سازمانی یا رسیدن جهان به جهان آرمانی خودشون؛ بلکه به خاطر اینکه شاید دوست دارن همه این موضوع رو تجربه کنن.اونا خوب میدونن هرکسی رو میشه به طور تقلبی همجنسگرا کرد.و هیجان کاذب ناشی از این تجربیات تا مدت طولانی شما رو سرگرم میکنه.

چرا شمایی که این متن رو میخونید از ده ها کتابی و ده ها مقاله ای که توسط همجنسگرا های سابق بر ضد همجنسگرایی نوشته شده اطلاع ندارید؟چرا رسانه ها اینارو منعکس نکردن؟

چرا شما نمیدونید اکثر فعالین مطرح ضد همجنسگرایی خودشون قبلا همجنسگرا بودن؟جز اینه که اون ها مسیری رو رفتن و بعدا دنیای واقعی بدون هیجان کاذب رو دیدن؟

چرا کسی به شما درباره آمار پایداری رابطه های همجنسگرایانه نمیگه؟پس این عشق آتشین کجاست که نمیتونه رابطه طولانی مدت ایجاد کنه!

احتمالا میدونید فعالیت های جنسی در خارج به شدت برای افراد زیر سن قانونی ممنوعه.اما مدرک موجود و کاملا قابل دسترسی در شبکه اجتماعی reddit هست که در یکی از گروه های اصلی ترنس ها هست.توی اون پست یک پسر ۱۵ ساله در اوج بلوغ و هیجانات و بالا و پایین های جنسی که سعی داره هویت جنسی خودشو تعیین کنه و زیر این همه تبلیغات شک کرده که شاید از نظر روحی دختره، از بقیه ترنس ها پرسیده که من باید چه کار کنم؟در جواب،جامعه بسیار آزاد و آرمانی LGBTQ+ بهش جواب داده که تو خوده ترنسی عزیزم! و به بهش مخفیانه دستور مصرف دارو های تغییر جنسیت داده.دقت کنید همچین حرکتی در یک اجتماع بزرگ آنلاین باید طی چند دقیقه پاک بشه نه اینکه برای روز ها همون جا بمونه.

چرا؟فقط برای اینکه جامعه ای بزرگتر داشته باشن…

همجنسگرایی، موضوعی عادی در مدارس

(نکته:منظور من اینجا از همنجسگرایی و تجربه های همجنسگرایانه شامل تجربه های موردی و با شدت کم میشه)

همونطور که گفته شد افراد با پتانسیل بالاتر از نظر کنجکاوی و هیجان های کاذب خیلی بیشتر دست به تجربه های همجنسگرایانه میزنن.مسلما قشر جوان و نوجوان خیلی بیشتر در معرض این خطرن.شوخی های جنسی یک موضوع عادیست در مدارس اما از بین این شوخی ها مواردی جدی میشن.البته این موضوع و فرایندش خیلی در پسر ها و دختر ها متفاوتن.اما عوامل خارجی مثل تشویق دیگران و تجربه های ناموفق عاطفی هم خیلی موثره.

متاسفانه این موضوع نیاز به بررسی و مراقبت شدید داره اما جدی گرفته نمیشه…

ناخودآگاه همجنسگرا

کمی قبلتر به نقش رسانه های در ایجاد هیجان اشاره کردم و گفتم چه تاثیراتی در ذهن میذاره.

حالا فرض کنیم یک فرد ۱۸ ساله قبلا تحت فشار بلوغ شوخی های سطحی رو انجام داده و فانتزی هایی رو داشته و محتوای غیر اخلاقی با این مضمون هم دیده و الان هم هر از گاهی سر میزنه.

این فرد به مرور همجنسگرایی رو به عنوان یک راه حل برای ارضای نیاز های عاطفی و … خودش در ذهنش وارد کرده اما فعلا بلوکه شده.اما حالا این فرد در رابطه عادی خودش شکست میخوره و دچار هیجان کاذب ناشی از شکست میشه.ذهن اون فرد بلافاصله برای جبران شکست قبلی، راه حل جدیدی رو باز میکنه که به شدت عوامل خارجی هم بهش کمک میکنن.فرد تحت یک شوک خیلی سریع، وارد یک رابطه با همجنسش میشه و یک تجربه نسبتا موفق رو کسب میکنه.

حالا اینجا چه اتفاقی افتاده؟

این فرد بلافاصله بعد از یک تجربه ناموفق در رابطه عادی خودش، یک تجربه جدید و جذاب و موفق رو کسب میکنه و انقدر تحت فشار هیجانه که حتی فرصت تحلیل منطقی اتفاقی که افتاده رو هم نداره.طبیعیه که ذهن این فرد این راه حل رو جایگزین روش قبلی ارضای نیاز هاش میکنه و فرد احساس میکنه که از همون اول هم همجنسگرا بوده…

در حالی که این صرفا یک هیجان عادی بوده که حالا تبدیل شده به یک توهم

 

من مخالفم، دشمن نیستم

در نهایت، من کاری ندارم که شما همجنسگرایید یا نیستید.کاری ندارم این موضوع حاصل هیجانه یا واقعی.زندگی خودتونه!

اما من یک مخالفم.من به عنوان یک عضو آگاه از اجتماع نمیذارم این تجربه و هیجان و توهم رو به بقیه جامعه انتقال بدید، چون در این صورت شما از محدوده شخصی زندگیتون خارج شدید.

برای اون هایی که همجنسگرایی براشون یک هیجانه، من این موضوع رو یک بیماری یا انحراف حاد نمیدونم.مشکلیه که امروزه به خاطر شرایط روانی جامعه داره شایع میشه.من این مشکل رو یک اشتباه در درک میدونم.

من قصد ندارم به کسی بگم چجوری باش یا تو بدی یا تو متوهمی، اما وقتی با این شرایط مسموم و جهت دهی شده رسانه ها و دنیا مواجه میشم نمیتونم ساکت بمونم.

امیدوارم راه درست رو پیدا کنیم، موفق باشید!

2 دیدگاه در “ترویج همجنسگرایی، هیجان همه گیر

  1. مرضی بنام همجنس گرائی

    عصر مدرنیزم به لحاظی عصر نھضت جھانی ھمجنسگرایان است و بدین لحاظ به مثابۀ رجعت

    جھانی قوم لوط می باشد و عصر لوطیزم یا لاطیزم است زیرا فرھنگ حاکم بر این جماعت ھمانا

    لوطی گری و لاطی است . و می دانیم که جماعت لاط و لوطی بیش از ھر امری معروف به لاابالیگری

    و عدم تعھد به امور اخلاقی و اجتماعی ھستند . و در عوض دعوی عشق و عاشقی و خدمت بی

    شائبه به دیگران را دارند البته خدمات فسق و فجوری و عشرتکده ای و میخانه ای و پا منقلی. و این

    نیز دیگر از نشانه ھای آخرالزمان و پایان تاریخ به عنوان عرصه انقراض نسل بشر می باشد . تکّبر و

    خود پرستی تا سر حد انکار ھر تعھدی حتّی در قبال نیاز جنسی و ازدواج منشأ اصلی بروز مرض یا

    عذابی بنام ھمجنسگرائی است که در مردان تحت عنوان عشق گرائی و تخدیر گرائی وگاه درویش

    گرائی و در زنان مدرن تحت عنوان فمینیزم خودنمائی می کند : مکتب اصالت مردانگی و نرینه گی و

    اصالت مادینه گی ! و این یک زندگی انگلی و کرم صفتی است چرا که انگل و کرم کدو بطور ژنتیکی در

    آن واحد در خودش حامل نرینه گی و مادینه گی است و لذا جانوری خود –گاه می باشد . ولی در

    انسان این مرض ژنتیکی نیست بلکه فرھنگی و اخلاقی می باشد و توجیه ژنتیکی و روانی این مرض

    یک فریب بزرگ می باشد . این مرض دشمن تعھد و وفا و مسئولیت است و لذا یکمرض کاملاً کافرانه

    و فاسقانه می باشد و مبتلایانش در جرگه معذبترین افراد بشری می باشند و جز با توبه از کفر و

    فساد اخلاقی علاجی ندارند .

    از کتاب ” دایره المعارف عرفانی ” استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص ۱۷۰

    1. نمیتونم تایید کنم. حداقل از زاویه ای که من به ماجرا نگاه میکنم نظرم متفاوته. بحثی که من دربارش ابراز نگرانی میکنم، موج رسانه ای و اجتماعی کاذبی هست که میتونه یک احساس و کشش کاذب اما بسیار قوی رو ایجاد کنه. من درباره اونی که گرایشش رو انتخاب کرده و به خوبی و خوشی داره زندگی میکنه حرف نمیزنم. بحث من بر سر یک حرکت و جنبش هست که خیلی هارو با خودش میبره…
      در نهایت از نظر من، گرایش جنسی و احساسی به جنس موافق میتونه کاملا اکتسابی باشه و این خطری هست که ممکنه توهم گرایش به جنس موافق رو ایجاد کنه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *