دیتاماینینگ چیست و چه کاربردی دارد

در این بلاگ هیچ چیز آکادمیک و تمام کپی از کتاب ها نیست.این مقاله صرفا حاصل تجربه و تحقیقات من برای افراد غیر متخصص و کنجکاو می باشد.اگر به مقالات آکادمیک پر از چیز های تخصصی علاقه دارید مقالاتی برای ترکاندن مغز شما در اینترنت موجود هستند 😀

آه مبحث مورد علاقه ی من ! از قبل از اینکه با کامپیوتر هم تخصصی کار کنم روحیه دیتاماینر گونه داشتم.امروز میخوام شمارو با دیتاماینیگ آشنا کنم.اگر شما یک دانشجو یا فرد متخصص هستید که علاقه زیادی به به چالش کشیدن دیگران با دانسته های فوق تخصصی خودتان دارید لطفا همین الان این سایت را ترک کنید در غیر این صورت بسیار خوشحالم که مقاله ام را میخونید 🙂

این مقاله روی توضیح عملکرد و کار تخصصی دیتاماینینگ تمرکز نداره و تمرکزش روی اینه که چه چیز هایی میشه با این روش بدست آورد و یک تصور از کار یک دیتاماینر رو منتقل کنه

دیتاماینینگ یا استخراج داده چیست؟

فرض کنید یک لیست از همه جاهایی که یک نفر در طول یک ماه رفته دارید.این اطلاعات شاید بی ارزش به نظر بیان ولی خیلی با ارزشن.چرا؟شما میتونید از این لیست علایق یک شخص رو در بیارید.همونطور که پیش خودتون فکر کردید با دیدن جاهایی که یک فرد زیاد به اون ها رفته.مثلا اگر زیاد به تئاتر رفته شما می فهمید این فرد یک علاقه مند به هنر و تئاتر هست.دیتاماینیگ همینه.

دیتاماینینگ یعنی استخراج داده های مفید و کاربردی از داده های خام و معمولا بزرگ

اما صبر کنید به همین سادگی ها هم نیست.به مثالمون بر می گردیم.عموما دیتاماینینگ با کامپیوتر و با استفاده از هوش مصنوعی صورت میگیره.ما اگر لیست مورد ذکرمون رو بدیم به کامپیوتر فکر می کنید نتایج اول چیا بدست میاد؟همونطور که گفتم دیتای اولیه ی ما خام هست.یعنی شامل خونه محل کار/مدرسه/دانشگاه هم میشه.و با این حساب نتایج اول بر اساس تعداد بار های حضور در یک مکان به این ها صورت میگیره.و شاید در نگاه اول مشکلی نباشه چون به راحتی اونو نادیده میگیرم.اما مشکل زمانی پیدا میشه که فرایند تمام اتوماتیک هست و هزاران لیست در حال پردازش و ارتباط به هم هست و کسی نیست که اونو نادیده بگیره.

پس یکی از مراحل و پیچیدگی های دیتاماینینگ حذف حالات نامطلوبه

اما من به شخصه علاقه ای به حذف چیزی ندارم مگر اینکه واقعا به درد نخور باشه.پس بیاید یکم مثالمون رو گسترش بدیم و علاوه بر مکان ها،زمان حضور در اون ها رو هم بهش اضافه کنیم.

اینطوری خیلی بهتر شد.حالا ما میتونیم دیتا های خیلی با ارزش تری بدست بیاریم.بر گردیم به مثالمون.حالا ما میتونیم بر اساس زمان و مدت حضور شخص در یک مکان با یاد دادن به هوش مصنوعیمون تشخیص بدیم کدام مکان خونه یا مدرسه یا دانشگاه یا محل کار شخصه.حالا که اینو میدونیم میشه یکم اطلاعات جالب تری به دست آورد.ما میتونیم ببینیم شخص معمولا بعد از کار اگر به جایی جز خونه میره اونجا کجاست.مثلا به کافه کنار شرکت میره.پس ما میدونیم شخص بعد از کار معمولا برای رفع خستگی سری به کافه میزنه.یا میتونیم ببینیم عصر جمعه ها کجا ها میره.کافه؟سینما؟یا بهتر هم میشه.چه زمان هایی به کافه میره.چه ساعاتی به پارک.و در واقع یک برنامه زندگی ازش داریم.

ارتباط دیتا ها با هم

یکی از مباحث جالب و کاربرد های دیتاماینینگ پیدا کردن روابط بین افراد هست.شاید براتون جالب باشه فیسبوک از طریق جی پی اس گوشیتون تشخیص میده اگر کسی در موقعیت خیلی نزدیک به شما باشه(مثلا در یک مهمانی) در یک زمان،و اکانت فیسبوک داشته باشه به زودی اون فرد رو به شما پیشنهاد میکنه برای دوست شدن در فیسبوک!باور ندارید؟امتحان کنید!اگر درست انجام دهید در اکثر مواقع جواب میده.

و اما مبحث ما.مسلما ما فقط لیست یک نفر رو بررسی نمیکنیم.حالا فرض کنید میخوایم ببینیم آیا این شخص با شخص دیگه ای در دیتاییس ما ارتباط داره؟فقط با مکان و زمان حضورش.خب اگر هم خونه ای اون شخص در دیتابیس ما باشه به سرعت تشخیص داده میشه چون این فرد در زمان زیاد در یک زمان مشترک در یک مکان اون شخص بوده.و با یاد دادن به هوش مصنوعیمون میشه مثلا بر اساس اینکه دو نفر چه زمان هایی رو در کنار هم بودن تشخیص داد هم خونه ای هستن یا نه؟چطور؟فرض کنید شخص مورد نظر ما اول صبح میره و نصف شب به خونه بر میگرده.در این صورت نمیشه با تعداد ساعات هم خونه ای بودن رو تشخیص داد اما اگر هوش مصنوعی ما قادر به درک این باشه که این دو نفر هر شب در یک مکان میخوابن و در واقع ساعت نصف شب رو کنار هم هستن میتونه بفهمه این دو نفر هم خونه ای هستن.مثال های اینجوری خیلی زیاده و من بیشتر از این ادامه نمیدم.

این همه گفتیم حالا کاربرد دیتاماینینگ چیه؟

عموما تبلیغات.احمقانه به نظر میاد نه؟این دقیقا پیچیدگی مبحث تبلیغات رو میرسونه.مثلا با توجه به مثالمون ما میدونیم که شخص مورد نظرمون بین ساعت ۴ تا ۹ بعد از ظهر کافه های شهر رو میگرده جدا از کافه ای که معمولا میره.ما میتونیم بر اساس این داده ها با یک نوتیفیکیشن روی گوشی کاربر بهش یک کافه که تا حالا نرفته رو پیشنهاد کنیم.

جدا از تبلیغات خیلی از شرکت ها برای بهبود کارشون دیتاماینینگ میکنن.مثلا بازخورد های کاربرانشون یا با مطالعه رو اینکه کاربر ها روی کدوم اپ ها بیشتر خرج میکنن.یا با کدوم شیوه پرداخت راحت ترن.

کاربرد های دیگه ای هم هست که اکثرا به شرکت ها مربوط میشه.

اما اینا تنها کاربرد اون نیست.کاربرد دیگه ای هم هست.کاربردی که مورد استفاده من هست.حکومت ها نیاز به دونستن رفتار شهروندانشون دارن.البته فقط حکومت ها نیستن و افراد دیوانه ی کنجکاوی مثل منم هستن.برای درک حساسیت این موضوع یک مثال جدید طرح میکنم که تقریبا ریشه در واقعیت یکی از پروژه هام داره.

فرض کنید یک فرد ۱۶ ساله یک اکانت توییتر و اینستاگرام داره.در این حالت بستگی داره شما به همه اطلاعات دسترسی داشته باشید یعنی اطلاعاتی که فقط خود شرکت میدونه یا اطلاعاتی عمومی و شبه عمومی.ما فرض میکنیم که طرف دوم هستیم.ما میدونیم اون فرد در شیراز زندگی میکنه و استعداد خوبی داره.چطور؟هوش مصنوعی ما در هنگام گشت و گذار در اینترنت به یک صفحه بر میخوره که اسامی رتبه های برتر همون سال های المپیاد های شیراز رو داره.اسم سوژه ما در این صفحات دیده شده.از طرفی تا حالا سه بار رتبه برتر در آزمون مثلا قلمچی شده و قلمچی بدون در نظر گرفتن پرایویسی اون فرد اسم اونو در سایتش گذاشته.از طرفی با بررسی بورسیه ها و ادامه تحصیلی های خروجی از دانشگاه شیراز میفهمیم مثلا کانادا رتبه اوله.و بر اساس افرادی که سوژه ما فالو میکنه میفهمیم به کامپیوتر علاقه منده.و با مطالعه کانکشن هاش در شبکه های اجتماعی دوستاش هم پیدا میکنیم و رصد میکنیم.وقتی فرد به ۱۸ سالگی میرسه تغییر رفتار هایی در اکانت توییترش ایجاد میشه و اخیرا توییت هایی با مفهوم آزادی هم جنس گرایان رو نه فالو و فقط لایک میکنه.اما چون لایک های اشخاص در توییتر رو میشه دید ما هم متوجه میشیم.اون وارد دانشگاه شیراز میشه و دوستان جدیدی پیدا میکنه تا دو سال بعد که ۵ نفر از دوستانش به کانادا میرن برای ادامه تحصیل.تا همینجا کافیه.هوش مصنوعی همیشه دقیق نیست ولی با درصد خوبی حدس میزنه.من با همین اطلاعات میتونم به شما بگم فرد با تموم کردم لیسانسش در رشته کامپیوتر به کانادا میره و به فلان شهر و فلان محله که نزدیک دوستانش و دانشگاهش هست میره.این همش نیست.با توجه به رشد فعالیتش درباره آزادی همجنسگرایان احتمالا در کانادا میمونه و هر سال در راهپیمایی اونا شرکت میکنه.و البته با استفاده از دیتا های حضور و جمع شدن دوستانش در کانادا در یک کافه در ۵ سال قبل تا الان میدونم هر هفته به اونجا میره.و البته با آنالیز بعضی از دوستانش میدونم اونا در ایران میمونن و با توجه به علاقه سوژه به دوستاش میدونم به ایران میاد.

و من همه اینا رو از چند سال قبل با درصد بالا حدس میزنم و شاید براتون جالب باشه همچین سوژه ای وجود داره…

شاید برای شما اطلاعات مهمی نباشه اما به سه نکته دقت کنید.اول اینکه اینا همش نیست.دوم اینکه من این اطلاعاتو فقط با بررسی اکانت هاش در فضای مجازی به دست آوردم و سوم اینکه اینا برای خیلی ها کافیه.برای یک گروه افراطی برای ترورش کافیه.برای یک حکومت برای بازداشتش یا نگه داشتنش کافیه.برای یک دیوانه ای مثل من هم برای صرفا فهمیدنش کافیه.

همونطور که گفتم میخواستم یک تصور از دیتاماینینگ به شما بدم.البته اینو در نظر داشته باشید مثال ها خیلی محدود بود و دیتاماینینگ گسترده تره.امیدوارم لذت برده باشید.

خدانگهدار !

بیشتر بخوانید
آنلاین شدن دوباره

سلام خدمت دوستان عزیزم.

وبسایت من حدود چهار پنج روزی به دلیل هک شدن و پاک شدن تمام سرور های هاستینگم از دسترس خارج شد و بلافاصله بعد از آنلاین شدن دوباره هاستینگ،بدون فول بکاپ و با خرد بکاپ های قدیمی و کپی پیست ها و نصب قالب آنلاین شد.به زودی با پست های جدید در خدمتتون هستم.

موفق باشید !

بیشتر بخوانید
چطور میتینگ کوروش اتفاق افتاد؟

این پست نه تحلیلی تخصصی و علمی نه عکس و فیلم و نه کوبیدن و محکوم کردن شخص یا جریانی است.این مطلب فقط نوشته ای شخصی برآمده از دیدگاه یک دهه هشتادی غیر معمول درباره نحوه شکل گرفتن میتینگ کوروش است ! لطفا اگر علاقه ای ندارید نخوانید. ممنون ?

شاید شما هم وقتی مثل من خبر را خواندید خشکتان زد.نوجوانانی که سنشان از ۱۶ سال بیشتر نمیشد دور هم جمع شده بودند آن هم به چه تعداد !

البته من دیر فهمیدم.خیلی دیر.دلیلش هم واضح بود.خروجی رسانه ها همگی با هم ساکت شده بودند آن هم برای ۲۴ ساعت !

در هر حال،از لحظه ای که فهمیدم به عنوان کسی که جنون اطلاعات دارد در وجودم افتاد که چطور شد که اینطور شد؟

توییتر؟؟؟

در یکی از سایت ها خواندم منبع این مثلا میتینگ توییتر بوده.چنین احتمالی در همان نگاه اول رد شده است.جمعیت توییتر فارسی خودش کم است و جو آن به گونه ایست که هشتادی جماعت دوام نمی آورد.

اینستاگرام؟

بلافاصله گوشی را برداشتم و رفتم سراغ اینستاگرام.حدود بیست کلید واژه و هشتگ را سرچ کردم.در آن وسعتی که عکس ها نشان می دادند امکان نداشت اینستاگرام به تنهایی عامل این موضوع باشد.

تلگرام وارد می شود !

واضح بود که احتمالا عامل اصلی تلگرام بود.اما پس از دقایقی تحقیق تناقضی آشکار برایم نمایان شد.هرچه گشتم گروه یا کانال تلگرامی پیدا نکردم که عامل این موضوع باشد.این را میشد با عامل انتشار فردی و دهان به دهان در فضای مدارس برطرف کرد.

چیزی اشکال دارد.

پس از کمی کند و کاو بیشتر بر خلاف قبل با تعداد زیادی از پیج ها و کانال ها مواجه شدم که همه اینکاره بودند ! طبیعی بود که بعد از یک اتفاق به این بزرگی پیج ها و کانال های فیک بالا بیایند.اما مشکل اینجا بود که بیشتر آن ها فعالیت خود را مدت ها قبل شروع کرده بودند.و عجیب تر آن که از حدود یک ماه قبل این مثلا میتینگ در بیشتر آن ها تبلیغ شده بود.در این بین به یک کانال برخورد کردم که تعداد بالای اعضای آن این جرقه را در ذهنم زد که خودش است ! البته جالب بود که هیچ عکسی از دیروز در آن نبود و یک پیام با ادبیات خیلی متفاوت آخرین پیام آن کانال بود که می گفت به دلیل حراست و اینجور مسائل میتینگ ماجرای ما کنسل است که تاریخش هم مال همان دیروز بود.بعدش هم نه پیامی بود نه عکسی.کلا با روال سابقش فرق داشت.من با این نا آشنا نبودم.شاید دوستانی که با مرحوم نارنجی و شبگرد آشنا بودند نیز برایشان آشنا باشد!در واقع کنترل کانال از دست صاحبانش خارج شده بود.

یک چیز جالب !

البته در آن کانال ظاهرا مرحوم پست های دعوت به جریان اعتراض امتحانات سال سوم دبیرستان هم بود.پس منبع هردو یکی است !

چه آب بازی چه کوروش.یک جای کار می لنگد.

منبع کجا بود؟چطور چند جای مختلف با شیوه و گرداننده های مختلف می توانند یک میتینگ اینچنانی بسازند؟

واقعیت این است سوال بالا را غلط گفتم و در واقع چیزی که بالا خواندید جواب است.

کاری که نسل های گذشته نتوانستند بکنند.

دهه هشتادی ها و نیمه دوم دهه هفتادی ها نسل اعجاب آوری هستند.راز به وجود آمدن این میتینگ بدون سیستم اطلاع رسانی متمرکز این است که آن ها متفاوت از گذشتگان خود فکر می کنند.

آن ها بدون اینکه سر خود را زیر برف کنند بدون ترس از چیزی با هم ارتباط برقرار می کنند و یک هدف را دنبال می کنند.

 

راز پخش شدن این میتینگ بدون اینکه خیلی از شما متوجه شوید این بود که آن ها حاضر بودند خود را جزئی از جریانی بزرگتر کنند.کاری که قطعا خیلی از شما نمی کنید.

به بیان واضح تر و غیر حماسی تر (!) جواب آن تناقض ها این بود که جریان های کوچک و هم هدف با دیدن جریان بزرگتر خود را جزئی از آن می کردند و اینگونه یک سیستم غیر متمرکز کار صد سیستم متمرکز را انجام داد.

با دستانی خالی تر از دیگران

و جالب است آن ها این کار را با تلگرام انجام دادند.نه توییتر.اگر کمی فکر کنید و مقایسه کنید محیط توییتر برای راه انداختن جریان و پخش کردن آن بسیار ساده تر از محیطی مثل تلگرام است اما آن ها این کار را کردند.

این شروع بود

این هشتادی ها خودشان نمی دانند چه چیز هستند !

اما ماجرای کوروش این را به آن ها نشان داد که می توانند کار های خاصی بکنند.شاید راه انداختن یک میتینگ چندان کار خاصی به نظر نیاید اما فراموش نکنید ما در ایران هستیم.هر کس راه خودش را می رود.

با این حساب از فردا باید شاهد راه افتادن صفحاتی متعدد با عنوان میتینگ فلان شهر باشیم !

بیشتر بخوانید
پیش نویس

مدت هاست که در این بلاگ مینویسم و بعد میگویم نه،الان وقتش نیست و آن را پیش نویس میکنم.اما روزی میرسد که این پیش نویس ها یکی یکی منتشر میشوند و خبر از دل پر من از ظلم و دیکتاتوری در اینترنت میدهند !

قطعا چیزی که در بالا خواندید عجیب بود اما صبر کنید،وقتی زمانش برسد منظورم را میفهمید…

بیشتر بخوانید
اندر احوالات این روز ها

سلام !

امیدوارم که خوب باشید.خب راستش به دلیل مشکل اساسی در دیتابیس سایت من نمیتونم آمار بازدید های سایت رو ببینم و،

و خب شاید کسی این رو نخونه!

در هر حال لاگ سرچ کنسول گوگل ورودی هایی رو نشون میده…

نمیدونم درباره ی ارزان سایت صحبت کردم یا نه،اما بنا به پست قبلیم کانال های تلگرامی ضربه بدی به بازار طراحی سایت وارد کردن تا جایی که حتی شرکت ها روی کانال تلگرامیشون بیشتر کار میکنن تا سایت !

پس من ترجیح میدم وقتم رو روی کار های بهتری متمرکز کنم.ارزان سایت این ماه آفلاین میشه.

اما پروژه جدیدم !

خب پروژه جدیدم به نام آمار خواه یک پروژه شخصی و بدون هدف مالی هست و انتظار بالایی ازش ندارم.

توی این پروژه تحقیقات اجتماعی رو انجام میدم و نتایج و تحلیلش رو قرار میدم.

البته دارم روی یک چیز دیگه هم کار میکنم و اون تحلیل افراد و شبکه های انسانی در شبکه های اجتماعی هست.فعلا نه دانش نه وقت و نه حوصله کامپیوتری کردنش رو ندارم و شخصا با یک اکانت جدا به کارم میپردازم.

جدا از این ها این روز ها دوباره در توییتر فعال شدم.خوشحال میشم سری به اکانتم بزنید !

و البته این چند وقت به واقعیت هایی درباره خودم پی بردم که شاید همه چیزو عوض کنه.هیچکس باور نمیکنه.خودم هم نمیتونم.من به این نتیجه رسیدم بسیاری از شرایط برنامه نویس شدن رو ندارم.مثل حوصله مثل عشق به کار و …

و کلا میخوام برنامه نویسی و پروژه های تخصصی کامپیوتری رو ول کنم.

البته گفتم تخصصی.این دانش زندگیم رو عوض کرده و غیر قابل اجتناب هست استفاده کردن ازش.در کل وقت کمتری روی اون قرار میدم ولی به توسعه دانشم ادامه میدم.

و اینکه به جای کامپیوتر چه کار کنم نمیدونم.

البته بات ها و دیتا ماینر های اینترنتی بهتر از هرکسی بر اساس فعالیت ۸ ساله من در اینترنت میدونن که آدمی ناپایدار هستم و تصمیماتم راحت عوض میشه!

در هر حال کلید فقط صبر هست…

امیدوارم روز های خوبی در پیش داشته باشید

ممنون

خدانگهدار !

بیشتر بخوانید
موج جدید خاموشی سایت های ایرانی

سلام

قبلا از اینکه چقدر از خاموش شدن سایت ها ناراحت میشم و اینکه توی یک قسمتی از زمان تعدادی از سایت های ایرانی دسته جمعی به دلایلی مثل مالی از بین رفتن گفتم.

حالا در حدود یک و نیم سال هست که با اومدن مسنجر هایی مثل واتس اپ و تلگرام سایت های تفریحی و چت روم های ایرانی با موج خیلی شدیدی از کاهش اعضا مواجه شدن.

دلیلش هم واضحه.زمانی که شما خیلی راحت و بدون دردسر های لود سایت و … میتونید توی گروه های تلگرامی چت کنید و پست بفرستید و مخ بزنید (!) دیگه به سمت فروم های تفریحی و چتروم ها نمیرید.

عملا من میتونم بگم اگر چتروم ها و فروم های تفریحی خلاقیت به خرج ندن و یک راه و یک تغییر بزرگ توی سیستم کارکردشون ایجاد نکنن یکی بعد از دیگری مجبور به خاموشی میشن.منظور من از یک تغییر عوض کردن قالب و دامین و … نیست.اونا باید در نحوه کارکردشون تغییر ایجاد کنن و این احتمالا یعنی یک اسکریپت جدید.

و اگر این اتفاق نیفته که احتمالا نمیفته بیشتر فروم های تفریحی و چتروم ها بسته میشن تا زمانی که یکی با یک تغییر و راه حل این رو حل کنه و بقیه ازش تقلید کنن.

شاید هم این اتفاق نیفته و باید با این نوع سایت های دوست داشتنی خداحافظی کنیم…

بیشتر بخوانید
نگاه واقعی به فراماسونری،ایلومیناتی و ساتانیسم مدرن

آپدیت:

بعضی مطالب اساسی و کلیدی اضافه،حذف یا تغییر داده شدند

بنا به توصیه بعضی دوستان، این نکته رو اضافه میکنم که این گروه ها هرچی باشن گروه هایی مخفی هستن، یعنی واقعا کسی به طور کامل از ماهیت اون های خبر نداره.چیز هایی که در این پست اومده چکیده تحقیقات من هست که ممکنه صد در صد درست نباشه.به طور کلی من میخوام بگم به حرف های خرافی گوش ندید اما اون هارو دست کم هم نگیرید و زندگی خودتون رو تلف نکنید در راه اون ها.فقط با آگاهی از چیزی که در اطرافتون میگذره زندگی کنید و حواستون باشه…

آپدیت ۲:این مطلب رو تریجحا مطالعه کنید.

آپدیت ۳:یک قسمت جدید به انتهای پست اضافه شد.


بسیاری از شما که این مقاله رو میخونید جوانان و اغلب نوجوانانی هستین که از زبان دوستان یا استاد های خودتون حرف هایی بسیار عجیب و غریب که من در این مقاله اون ها رو حرف های خرافی افراطی و دور از واقعیت معرفی میکنم درباره گروه هایی که در ایران همه ی اون ها رو باهم (!) فراماسونری معرفی میکنن شنیدید و کنجکاو شدید و بر اساس عادت نسل جوان مثل خودم سریع گوگلش کردید.و قطعا این اولین سایتی نیست که اونو میخونید.تا اینجا شما میدونید که یکسری گروه هایی یک کار هایی میکنن ! همین ! 

من از فراماسونری قرن ۱۴ میلادی و ایلومیناتی قرن ۱۸ میلادی و مسائل مربوط به گذشته های دور نمیگم.من از “فراماسونری،ایلومیناتی و ساتانیسم مدرن” میگم.یعنی چیزی که در حال حاضر وجود داره.

نکته : برای کسی که به طور تخصصی این موضوعات رو دنبال میکنه شناخت تاریخ این گروه ها مهم ترین چیز هست چون جایی که الان این گروه ها هستن ریشه در گذشته و تاریخ اون ها داره.

فراماسونری و ایلومیناتی یکی نیستند که ربط خاصی هم به شیطان پرستی ندارند !

در جامعه ما خیلی جاها تمام گروه های اینچنینی رو میگن فراماسونری که غلط محض هست.سه گروه مطرح فراماسونری،ایلومیناتی و ساتانیسم هستند.من در پایین یک تعریف کوچیک برای شروع از هر کدوم در “دوران مدرن امروزی” ارائه میدم.

نکته: سه گروه گفته شده خودشون به زیر گروه ها و فرقه های مختلف تقسیم میشن.

فراماسونری یکسری گروه هایی هستند که در جهت اهدافی تقریبا روشن که در ادامه میگم اتحاد میکنن و این اتحاد و برادری اصل اساسی اون ها هست.مرکز تجمع اون ها لژ ها هستند که دقیقا مثل کلیسا ها هر لژ عقاید و اهداف خاص خودش رو داره اما در چهارچوب اصلی فراماسونری.البته بعضی از لژ ها زیر مجموعه لژ های دیگه هستن که مثل لژ بالاسری خودشون عمل میکنند.نکته مهم اینه که اکثر اعضای اون مسیحی هستند ! پس شیطان پرستی نمیتونه اصل این گروه باشه.در قوانین چند تا از لژ های بزرگ اومده که ماسون باید معتقد به یک کتاب آسمانی باشه.

ایلومیناتی اصلی ترین چیزی هست که در ایران درباره اون بحث میشه و خیلی جاها به اشتباه فراماسونری نامیده میشه.ایلومیناتی بر خلاف گذشته خودش امروزه یک گروه هست که در همه زمینه ها فعالیت داره (تا حدودی مثل فراماسونری).تفاوت مهم این گروه با گذشته خودش اینه که در گذشته اصل این گروه ضد دین بوده اما امروزه با تغییر اهداف ریز و فعالیت های این گروه بسیاری از اعضای این گروه افرادی -حتی به ظاهر- مسیحی هستند که بیشتر فعالیت اون ها در جهت به وجود آوردن چیزی شبیه تئوری نظم نوین جهانی هست که در ادامه دربارش توضیح میدم.بنابراین این گروه هم نمیتونه اصول شیطان پرستی داشته باشه.

و در آخر هم به نوظهور ترین گروه که در قرن پیش میلادی به وجود اومده یعنی ساتانیسم میپردازیم.ساتانیسم شبیه ترین گروه به عقایدی که شیطان پرستانه معرفی میشه هست.اصل بسیاری از فرقه های ساتانیسم بر اساس این هست که “انسان ها خودشون خدای خودشون هستند”.البته گرایش های مختلفی از ساتانیسم وجود داره که مثلا میگه خدا وجود داره اما نه اون خدایی که ما میشناسیم و ما هم میتونیم خدا بشیم !!! این گروه به صورت امروزی گذشته چندانی نداره که بخواد نسبت بهش تغییر چندانی کنه.البته دقت داشته باشید ساتانیسم گونه های مختلفی داره که در بعضی از اون ها، واقعا شیطان رو میپرستن.ساتانیسم به شکل امروزی نوظهور هست اما به شکل قدیمی خودش و فرقه های کوچیک تاریخ فراوانی داره که به چند نماد و چند داستان محدود میشه.

فرق فراماسونری و ایلومیناتی گذشته و مدرن چیه؟

پایه ی فراماسونری تغییر زیادی نکرده اما مسائل حاشیه ای اون مثل حرف ها و گرایش ها چرا.اون ها اوایل با شعار برابری و برادری وارد شدند (هنوز هم جزو شعار های اصلی هست.) و کار اصلی و اولیه اون ها راه انداختن انقلاب های بزرگ و هدایت اون به جای دلخواه بود مثل انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب و استقلال آمریکا.یعنی دنیای امروزی ما خصوصا قالب جمهوریت تا حد زیادی دست پخت فراماسونری هست.امروزه اون ها به لایه های عمیق رفتن و مخفیانه کار میکنن و سخت میشه سر از کار اون ها درآورد.به طور ساده تر، اون ها در حال دستکاری و تاثیر بر روی لایه های حکومتی و زیرین دنیا هستن.مثل نفوذ در دولت ها و لابی ها و سازمان های بین المللی و …

اما…

ایلومیناتی سیاست جالبی رو در پیش گرفته.در گذشته اون ها روحیه مبارزه طلبانه با دیکتاتوری کلیسا ها داشتن اما امروزه قضیه فرق کرده.البته این نکته ضروریه که بدونید بعد از اتمام کار اون ها در همون دوران عملا ایلومیناتی مرد اما افرادی ایلومیناتی مدرن رو پدید آوردن با فرق های زیاد.دقیقا برعکس فراماسونری که از همون اول تا الان پیوسته بودن با عقاید مشابه.خب داشتم از سیاست امروزی ایلومیناتی ها میگفتم.اون ها بر عکس فراماسونری، سکوت و مخفی کاری خودشون رو سر زبون ها ننداختن.اون ها با سر و صدای زیاد و ترور های مخالفان، خودشون رو شناسوندن به طوری که امروزه ایلومیناتی در خارج شناخته شده تر از بقیه هست.ایلومیناتی ها هدفی مشابه نظم نوین جهانی دارن.

تفاوت های بین فراماسونری و ایلومیناتی

از جمله تفاوت های ایومیناتی و فراماسونری اینه که فراماسونری فقط مخصوص مرد هاست اما ایلومیناتی ها اینطور نیستن.

یک تفاوت عمده اون ها اینه که فراماسونر ها شیوه های متفاوتی نسبت به ایلومیناتی ها به کار میبرن که تا حدودی برای ما ناشناخته هست.بیشتر روش هایی که به فراماسونر ها نسبت داده میشه مال ایلومیناتی ها هست.

در کل اون ها در هدف در شیوه ها در شیوه جذب نیرو در عقاید و تقریبا در همه چیز متفاوتن !

خط مقدم ایلومیناتی

امروزه اخبار، رسانه ها، سلبریتی ها و … توسط هر دوی اون ها کنترل میشه.اما توی سال های اخیر یک مسئله جالب در ایلومیناتی ها به وجود اومده و اون هم بازار گرم موسیقی و هنره.توصیه میکنم این مقاله رو بخونید (اینجا کلیک کنید)

در ایران

بعد از انقلاب لژ های فراماسونری که در ایران وجود داشتن بسته شدن و ایلومیناتی ها هم حضور چندان گسترده ای در ایران ندارن.البته دقت کنید من از داخل ایران میگم وگرنه در هردو، ایران هدف بسیار عزیزشون بوده و هست.

اما چیزی که زیاد بوده مراکز مسخره ای بوده که خودشون رو به فراماسونری نسبت میدادن و مضحکانه هنوزم وجود دارن.

جذب نیرو

فراماسونری با ترویج مخفیانه مطالب خاص که دقیق برنامه ریزی شدن تا فقط روی افراد باهوش و با مشخصه های مورد پسند اون ها تاثیر بزارن افراد رو به سمت خودشون جذب میکنن و بیشتر داخل حلقه خودشون افراد جدید رو اضافه میکنن. اما ایلومیناتی ها با تبلیغات افراد کنجکاو رو جذب و با طرح چالش های خاص افراد انتخاب میشن. البته دقت کنید تمام این مراحل تا زمان جذب فرد بدون اینکه خود شخص بفهمه انجام میشه.البته بسیاری از افراد که به این دو گروه خدمت میکنن خودشون اصلا خبر ندارن که خیلی جاها بهشون میگن پیاده نظام.

اعضا

درباره فراماسونری و لایه های بالای ایلومیناتی نمیشه کسی رو با قطعیت گفت اما افراد خاص ایلومیناتی ها که وظیفه انجام کار هایی که لایه های متفکر و بالای ایلومیناتی به اون ها میگن رو دارن آگاهانه خودشون رو ایلومیناتی معرفی میکنن مثلا با نماد ها و این فقط برای جلب توجهه.مثلا خیلی از سلبریتی ها و خواننده ها راحت خودشون رو معرفی میکنن.اما روزنامه نگار ها و ژورنالیست ها که بخش مهم اون ها هستن خودشون رو لو نمیدن.به عنوان مثال که ریحانا خواننده معروف خارجی به وضوح در یکی از موزیک ویدیو هاش نوشته پرنسس ایلومیناتی ! اینطوری شما جذب اون میشید و این یک معامله دو سر برد برای دستگاه ایلومیناتی و سلبریتی هست.

 حرف آخر

کل این مقاله در جهت گفتن چیز هایی بود که تا کنون گفته نشده بود و یا به طرز غلط گفته شده بود.در نهایت به شما توصیه میکنم زندگیتون رو بکنید و دنبال این چیز ها نیایید !رسانه ها و همه چیز ابزار انتشار عقاید اون ها هستند و تنها کمکی که شما میتونید بکنید از ایجاد خرافه و نشر اکاذیب درباره این موضوع (همان چیزی که اون ها میخوان) جلوگیری کنید.چه شما بخواید چه نخواید این چیزی است که اتفاق می افته.اگر از آن هایی که وارد این ماجرا شدند بپرسید چی شد میگن خودمون رو نابود کردیم.

قطعا این مقاله خالی از اشکال نبوده و حتما بعد از مدتی که دنیا تغییر کرد و چیز هایی رو شد این مقاله بی ارزش میشه.پس از شما میخوام اگر به توصیه بالای من عمل نکردید و در این راه قدم گذاشتید منابع به روز خارجی را مطالعه و اشکالات این مقاله رو به بزرگی خود ببخشید.در نهایت از شما میخواهم اگر این مقاله را کپی میکنید با منبع این کار را انجام دهید تا شاید سرنوشت یک نفر تغییر کرد و در این راه قدم گذاشت یا برگشت.

ممنون!

آپدیت

بعد از یک سال و خورده ای سوالی مطرح شد در کامنت ها که منم شروع کردم پاسخ دادن و بعد نگاه کردم دیدم عجب چیزی شد!

متن زیر در پاسخ به دوست عزیزی هست که از هدف نهایی این انجمن ها پرسیده و من در پاسخ به ایشون مطالب رو بازتر کردم (معجزه حوصله زیاد) تا جایی که ممکنه برخی مطالب بالا رو تغییر شکل و مفهوم بده.در نهایت شما رو دعوت به خوندنش میکنم:

هدف های اون ها خیلی زیاده چون اول اون ها یکی نیستن و دوم هدف هاشون یکی نیست.
ما در ایلومیناتی شاهدیم اهدافی تحت عنوان نظم نوین جهانی دنبال میشه.این عقاید به طور خیلی مشابهی در بعضی تفکرات سرمایه دار ها وجود داره که باید جهان تحت نظم نوینی قرار بگیره که سرمایه دار ها در راس اون باشن (که تا حدود زیادی هست الان).این همون دلیلی هست که من بر خلاف خیلی های دیگه و حتی صاحب نظر ها ایلومیناتی رو جدا تر از فراماسونر ها و ساتانیسم میدونم.ایلومیناتی متاسفانه به خیلی فرقه ها نسبت داده میشه اما اون هسته ای که به همین اسم در حال فعالیت هستن مقصود من هستن.
در فراماسونری تا حدودی این موضوع وجود داره.ببینید عموما فلسفه کنگره و سنا و مجلس و … به صورت نوین در جمهوری ها، برگرفته از لژ های فراماسونری هست.اون ها همکاری و همفکری میکنن.حال اینکه ما در شعار های اولیه فراماسونری و فرم هایی نوین از اون در قرن ۲۰ میلادی شعار برابری مساوات و برادری رو میبینیم.اما اینکه هدف فراماسونر ها چی هست، واقعا هدف خاصی امروزه تعریف نمیکنن!
خودشون هدف رو این معرفی میکنن که زندگی با فرمی خاص و بهتر با همفکری هم.اما همونطور که گفتم فراماسونری هم مثل مسیحیت که کلیسا های مرکزی و گوناگون داره لژ های مختلف داره که بعضا خیلی هم با هم اختلاف دارن.بهترین راه برای ترسیم یک هدف برای اون ها نگاه به اعضا و کار هاشون هست.در ایران قبل از انقلاب بسیاری از اعضای حکومت عضو لژ ایران بودن که تحت نظارت لژ مرکزی انگلیس بود.با نگاه به فعالیت های اون ها در انقلاب های بزرگ میشه گفت که اون ها جمع میشن لابی میکنن و تصمیمی که فکر میکنن درست هست رو میگیرن اما با نماد ها و مراسم و عقاید خاص خودشون.
تا اینجا شباهت زیادی با ایلومیناتی ها دارن اما موضوعی که وجود داره اینه که فراماسونری از زمان تاسیسش و انتشارش در جهان به طور مستمر و قطع نشده با کمی تغییر به امروز رسیده اما ایلومیناتی در همون سال های تاسیسش از بین رفت و فقط شایعاتش موند که اون ها مخفیانه وجود دارن تا قرن ۲۰ که گروه هایی تحت عنوان ایلومیناتی شکل گرفت و مردم از ترس به هر فرقه ای دیدن گفتن ایلومیناتی.
پس شاید قضیه این باشه که لابی های سیاسی که وارد مرحله نوینی میشدن تصمیم به یکی تر شدن گرفتن و اجتماعاتی شکل گرفت تحت عنوان ایلومیناتی.واقعیت اینه ما حتی امروز هم واقعا نمیدونیم ایلومیناتی ها کی هستن چی هستن یا اصلا هستن؟
اما با توجه به شواهد میگیم لابی های بزرگی هستن با یک هدف مشخص که حالا میتونه نظم نوین جهانی یا مشابه اون باشه.اما هدف دارن.شبیه فراماسونری،اما ماسون ها هدفی به جامعی اون ها ندارن و دچار اختلاف عقیده و گیر کرده در عقاید و سنت های قدیمی خودشون هستن که با این حساب هر روز خودشون رو ضعیف تر میکنن.هنوز خیلی هاشون میگن در لژ زن نباید باشه.اما در ایلومیناتی شما میتونید یک روزنامه نگار باشید و با یک جامعه بزرگ یا کوچیک هم عقیده خودتون اخبار رو به صورت مشخصی نشر بدید (سلطه بر رسانه).
پس من میگم فراماسونری یک فرقه هست اما ایلومیناتی رو به سختی میشه فرقه نامید.اونا لابی های خاص هستن.
موضوع بعدی که باید بگم اینه که حالا چرا ایلومیناتی؟
این انجمن های مخفی وقتی قالب و هویت گرفتن دیگه هر عقیده و گروهی میتونه برای خودش انجمن داشته باشه.و ما به این میگیم لابی.
امروز در جوامع سیاسی لابی هایی که شاهدش هستیم در واقع همون انجمن های مخفی هستن یا حتی شبیه ایلومیناتی اما با هدف مشخص.در آمریکا در هر دانشگاه از اینا وجود داره.
در ایران ممکنه ما بهشون بگیم تشکل دانشجویی که حالا ماهیتشون باز تر از انجمن مخفیه.
بحث بر سر این هست که این ها همه آدم هایی هستن که گرد هم میان و برای هدفشون تصمیم میگیرن،عضو جذب میکنن و با روش ها و رسوم خودشون عمل میکنن.حالا اون روش یا یک جادوی تخیلی افسانه ای هست یا یک جادوی واقعی و قوی که امروز ما بهش میگیم سیاست.

بیشتر بخوانید
اختلالات اخیر وبسایت

سلام.

متاسفانه اخیرا یکی از پلاگین های وبسایت دچار باگ خطرناکی شده بود که علاوه بر خطر امنیتی سرعت لود رو به شدت کم میکرد.با توجه به ضروری بودن پلاگین مجبور به حفظ اون بودم تا این که آپدیت جدید منتشر و باگ رفع شد.از همه ی بازدید کننده های عزیز به خاطر این مشکل عذرخواهی میکنم و از امروز دوباره فعالیتم رو از سر میگیرم …

بیشتر بخوانید
ارز الکترونیک خودتان را بسازید !

سلام به دوستان خوبم !

امروز بعد از چند وقت وارد پنل سایت شدم و خیلی خیلی از آمار بازدید متعجب شدم !

امروز با یک آموزش خیلی ویژه در خدمتتون هستم.

آموزش ساخت ارز الکترونیک.

مثل بیتکوین.

خیلی جالب و البته پر از ارور های سرگرم کننده هست.فقط این رو بدونید سورسی که ما ازش استفاده میکنیم باهاش ارز های موفقی ساخته شدن مثل بایت کوین یا داش.اما با توجه به فضای مالی ایران و البته اتفاقات اخیر در بیتکوین پیشنهاد میکنم صابون ساخت یک ارز موفق رو به دلتون نزنید و فقط به چشم یک پروژه تفریحی نگاهش کنید.

و البته من هیچ مسئولیتی درباره استفاده نادرست و درست و هر چیز دیگه از این آموزش ندارم.

خب،لازم میدونم کمی توضیح بدم که دقیقا قراره چی بسازید.

ما توی این آموزش از سورس پروژه Cryptonote استفاده میکنیم.چیزی که شما میسازید یک ارز الکترونیک هست که ارسال و دریافت میشه،ماین میشه و …

اما برای اونهایی که اطلاعات مالی ندارن بگم که شما نمیتونید ارزتون رو بفروشید.چرا؟چون فقط خودتون ازش استفاده میکنید !

مثلا صرافی های آنلاین که بیتکوین رو تبدیل به پول و پول رو تبدیل به بیتکوین میکنن یک مقدار پول دارن یک مقدار بیت کوین.شما به اون ها بیتکوین می دید و اون ها معادل پولی اون رو که داشتن به شما میدن و برعکس.یعنی خواهان داره اون ارز.پس شما اگر بخواید ارزتون رو بفروشید باید برای ارزتون خواهان داشته باشید که حاضر باشن براش پول بپردازن و بعد یک صرافی راه بندازید.

خب،حالا فهمیدیم که خیال باطل نکنیم 🙂

پس بریم سر آموزش.

اما قبلش به چند چیز اشاره کنم.

یکی اینکه تو فرایند کامپایل خیلی خیلی ارور پیش میاد و گاهی اوقات روی بعضی سیستم عامل ها و هاردور ها جواب نمیدن.

اگر به اروری بر میخورید توی کامنت ها اعلام کنید و اگر بدونم بهتون کمک میکنم.

راستی فرایند کامپایل روی سیستم های ۳۲ بیت جواب نمیده.

خب شروع کنیم.

کامپایل روی ویندوز امکان پذیره ولی صد برابر سخت تر.

توصیه من اوبونتو ۱۴٫۰۴ به بالا هست (۶۴ بیت).

خب اول به صفحه گیت هاب پروژه برید :

https://github.com/cryptonotefoundation/cryptonote

و اون رو فورک کنید.البته اگر به هر دلیلی نمیخواید این کار رو کنید زیپش رو دانلود کنید.

خب باید کانفیگ کنید.

برید به پوشه src بعد به فایل cryptonote_config.h.

const char CRYPTONOTE_NAME[] = ""

رو پیدا کنید.اسم ارزتون رو اینجا و بین “” وارد کنید.

مثلا

const char     CRYPTONOTE_NAME[]                             = "MhnCoin";

خب حالا تو همون فایل دنبال این بگردید.

const uint64_t MONEY_SUPPLY =

توی این خط تعداد تمام سکه های موجود ارزتون باید باشه ولی نه به صورت عدد خالی.میتونه با فرمول باشه ولی به شخصه عددی رو ترجیح میدم.مثلا:

const uint64_t MONEY_SUPPLY = UINT64_C(8000000000000);

جای عدد ،تعداد مورد نظرتون رو قرار بدید.

خط زیر هم پیدا کنید و همون بیست و یک رو قرار بدید.

const unsigned EMISSION_SPEED_FACTOR                         = 21;

توی خط زیر هم بهتره همون ۱۲۰ رو قرار بدید البته مقدار پیشفرض توی فایل احتمالا ۶۰ هست که به ۱۲۰ تغییر بدید.

const uint64_t DIFFICULTY_TARGET                             = 120; // seconds

در خطوط زیر هم باید شماره پورت های لازم رو قرار بدید که بهتره توسط برنامه دیگه ای استفاده نشه.البته اگر تست هست میتونیدمقادیر توی مثال رو قرار بدید .

const int P2P_DEFAULT_PORT = 17236;
const int RPC_DEFAULT_PORT = 18236;

این چند خط هم پیدا کنید و آدرس آیپی سیستم خودتون رو به جای یکی از آیپی های مثال قرار بدید و اون خط رو آن کامنت کنید.(اگر میخواید پروژه در شبکه خانگیتون راه بندازید آیپی داخلیتون رو بدید.

const std::initializer_list<const char*> SEED_NODES = {
  "۱۱۱٫۱۱٫۱۱٫۱۱:۱۷۲۳۶",
  "۲۲۲٫۲۲٫۲۲٫۲۲:۱۷۲۳۶",
};

این خط هم مقدار کارمزدی هست که گرفته میشه و با توجه به کانفیگ خودتون قرار بدید.

const uint64_t MINIMUM_FEE = 10;

این خط هم همون ۰x8 قرار بدید.مثل زیر:

const uint64_t CRYPTONOTE_PUBLIC_ADDRESS_BASE58_PREFIX = 0x8;

حالا برید به فایل CMakeList.txt file در همون پوشه و اسم ارزتون رو در

set_property(TARGET daemon PROPERTY OUTPUT_NAME "X")

این خط به جای X قرار بدید و بعدش بدون فاصله یه d قرار بدید.

بعد برید به

src/p2p/p2p_networks.h

و مقادیر درون

const static boost::uuids::uuid CRYPTONOTE_NETWORK = { { 0xA1, 0x1A, 0xA1, 0x1A, 0xA1, 0x0A, 0xA1, 0x0A, 0xA0, 0x1A, 0xA0, 0x1A, 0xA0, 0x1A, 0xA1, 0x1A } };

رو شانسی تغییر بدید بدون اینکه خراب کنید خط رو.

خب !

مرحله اول تموم شد حالا باید کامپایل کنیم.

برای کامپایل به Boost 1.55 یا بالاتر و Cmake و Gcc نیاز دارید.

بعد از نصب اون ها برید به پوشه پروژه و توی ترمینال make بزنید تا ساخته بشه.البته احتمالا چند جا اشتباه کردید که با ارور مواجه میشید و باید حلش کنید.بعد با ارور های بعدی و … تا بالاخره کامپایل بشه.

حالا برید به پوشه build/release/src و توی ترمینال

./Xd --print-genesis-tx

به جای X اسم ارزتون و d هم که جلوشه رو بزنید.

اگر همچی درست باشه یه رشته کد بهتون میده که اولین بلاک ارزتون هست.

برید اون کد رو توی فایل src/cryptonote_config.h در

const char GENESIS_COINBASE_TX_HEX[] = "";

بین “” بزنید.

بعد تو پوشه اصلی پروژه بزنید make clean.

و دوباره کامپایل کنید.

اگر همچی درست پیش بره کار شما تمومه.توی پوشه build/release/src فایل های اجرایی هستن که سه تای مهمش اینا هستن.

Xd ( ایکس یعنی نام ارز الکترونیک شما که دی هم جلوشه…) : این هسته ارز شما هست که باید اجرا باشه همیشه.میشه باهاش ماین هم کرد و امکانات دیگه ای هم داره…

SimpleMiner : این یه ماینر نمونه هست که تحت ترمینال اجرا میشه و گرافیکی نیست و حتما هم باید بهش یه آدرس Pool ماین ارزتون رو بدید…

SimpleWallet : این یه کیف پول نمونه هست برای ارزتون که باز گرافیکی نیست…

خب تموم شد !

حالا ارز شما آماده هست.اگر اشکالی داشتید تا اونجایی که بدونم کمکتون میکنم.

کپی هم فقط با ذکر منبع در غیر این صورت … (اگر ببینم خودتون میدونید :دی )

موفق باشید !

بیشتر بخوانید
برای برنامه نویسی از کجا شروع کنیم؟

نسخه جدید و بهتر این پست رو در این لینک بخونید.

سلام به دوستان عزیزم

امروز با یک مبحث خیلی پر طرفدار در خدمتتون هستم.

این روز ها با جا افتادن برنامه نویسی در جهان و البته ایران خیلی ها به اون علاقه مند شدن.اما اکثر اون ها نمی دونن از کجا شروع کنن.

یک سالی هست که خیلی ها از من درباره شروع میپرسن.

امروز تا جایی که میتونم این موضوع رو روشن میکنم.

اگر از اطرافیان شما کسی هست که علاقه منده این پست رو بهش معرفی کنید.

 

برنامه نویسی چه چیزی نیست؟

اول از همه باید بدونید برنامه نویسی چی هست و تصورات غلطتون رو پاک کنید.

برنامه نویسی صفر و یک زدن نیست !

برنامه نویسی ایجاد یک برنامه با ابزار آماده بدون کد زدن نیست !

برنامه نویسی فقط در قالب یک زبان برنامه نویسی نیست !

و …

این ها بزرگترین ابهاماتی بود که بین افراد دیده بودم.

خب،حالا باید به کلاس برنامه نویسی برم؟

جواب قطعی نیست ! کاملا بستگی به هوش و پیش زمینه شما داره.اما توصیه میکنم به کلاس برید برای اولین بار

اما…

شما قبل از اون باید هدف و حوزه کاری خودتون رو مشخص کنید !

هدف من از برنامه نویسی چیه؟

هدف شما از برنامه نویسی چیه؟برای پز دادن کد میزنید؟(بسیار شایع !)برای تفریح؟برای کنجکاوی یا برای درآمد !

حوزه کاریتون تا اینجا خیلی مشخص تر میشه.

اگر برای پز دادن کد میزنید !

لطفا یا بی خیال بشید یا هدفتون رو عوض کنید و ادامه رو بخونید !

اگر برای تفریح و کنجکاوی کد میزنید !

هر نوع زبانی برای شما مناسب هست اما اول باید از زبان های های لول (High Level) شروع کنید.مثلا ویژوال بیسیک !

و اگر برای درآمد کد میزنید !

این موضوع مهمی هست.شما باید بازار کار رو بشناسید.مثلا شما هرگز در ایران با یاد گرفتن زبانی مثل اسمبلی موفق نمی شید !

اول باید در نظر داشته باشید میخواید به صورت استخدامی یا قراردادی کار کنید که به شخصه متنفرم یا به صورت آزاد !

آزاد یعنی شما در کنار کار اصلیتون یا به عنوان کار اصلیتون کد میزنید و محصول خودتون رو میفروشید.

اگر میخواید استخدامی کار کنید زبان های وب مثل Html و Css (این دو تا در کنار هم آورده میشن معمولا در بازار کار) و Php و …

طرفدار دارن.

درباره قراردادی برنامه نویسی اندروید هم پر طرفداره.

اما اگر آزاد کار میکنید (ترجیح من !)

این بار معمولا (این که میگم معمولا چون ممکنه شما یک قالب وردپرس بسازید و یک شرکت اون رو از شما بخره اما چندان تفاوتی نمیکنه) به جای نگاه کردن به شرکت ها و … باید به مردم توجه کنید.مشتریان اصلی شما مردم هستن.

مثلا برنامه نویسی اندروید !

شما ایده ای دارید و اون رو به کد و سر انجام برنامه تبدیل میکنید و اون رو در اپ کافه بازار قرار میدید و مردم هم میخرن.

اینجا مشتری شما مستقیما مردم هستن.

خب مردم کجا ها زیاد خرج میکنن؟

با یک نگاه کلی میشه فهمید پلتفرم ویندوز مناسب نیست.ولی مردم برای گوشی هاشون خوب خرج میکنن !

پس یک بازار عالی هست بازار اندروید در ایران.

یک بازار دیگه هم وجود داره که اینبار قسمت اعظمی از مشتری ها شرکت ها هستن.بازار وب.

مثلا ترجمه یک قالب پر طرفدار وردپرس یا ساخت یکی از اون ها.

این هم جای کار خوبی داره.

پس تا الان با اینکه بهتره کجا فعالیت کنید آشنا شدید.اما حالا بریم سراغ شروع به یادگیری

خب،حالا من فهمیدم که مثلا بازار اندروید مناسب هست.از کجا برای یادگیری شروع کنم؟کلاس برم؟

بله.به نظر من کلاس برید.اما حتما به استادتون بگین که من یه دیسک خام هستم و از اول مبنای برنامه نویسی برام بگو.

من قبلا زبان برنامه نویسی یاد گرفته بودم.بازم لازمه کلاس برم؟

بستگی به زبانی که یاد گرفتید داره.مثلا اگر ویژوال بیسیک بوده معمولا لازمه ولی اگر سی بوده میتونید خودتون هم یاد بگیرید.من خودم یاد گرفتم.

از کجا یاد بگیرم (بدون کلاس).

از اینترنت.اگر انگلیسیتون خوبه فیلم های آموزشی لیندا رو پیشنهاد میکنم.

برای همه زبان ها لازمه برم کلاس؟

نه.بعضی زبان ها هستن که بدون پیش نیاز هم میشه یاد گرفت.مثل Html Css Javascript ولی به شرطی که با مبنای برنامه نویسی مثل الگوریتم و فلوچارت و کامپایلر و زبان های اسکریپتی آشنا باشید.باز هم پیشنهاد میکنم کلاس برید.البته برای زبان های بالا که گفتم به جز جاوا اسکریپت بقیه کلاس مجزا ندارن اما کلاس هایی برگزار میشن تحت عنوان برنامه نویسی وب که اکثر این ها رو یاد میدن.

با کتاب میتونم یاد بگیرم؟

توصیه میکنم این کار رو نکنید 🙂

 

اگر هنوز سوالی دارید زیر همین پست مطرح کنید یا از هر روشی با من ارتباط برقرار کنید.خیلی سریع جواب میدم 🙂 .در ضمن کپی کردن این مطلب کار خوبی هست و میتونه به کسی کمک کنه اما لطفا زحمت من رو هم در نظر بگیرین و منبع رو ذکر کنین 🙂

خب،موفق باشید !

 

 

بیشتر بخوانید