من در لین استارتاپ ماشین شیراز

امروز پانزدهم خرداد ماه با گذشت حدود یک ماه و نیم از رویداد لین استارتاپ ماشین شیراز تصمیم گرفتم یک پست درباره تجربم از این رویداد قرار بدم.

پیشاپیش ممنونم که میخونید.

اگر به پر حرفی های من درباره قبل از رویداد علاقه ای ندارید،مستقیما بخش شرکت در رویداد و از زیر بخش جریان شروع به خوندن کنید.من ذاتا پر حرفم 🙂

آشنایی با دنیای استارتاپ ها

من به طور غیر مستقیم از سن حدود ۸ سالگی با این موضوع آشنا بودم.اما آشنایی مستقیم من بر میگرده به ۳ سال پیش زمانی که اولین دوره استارتاپ ویکند در ایران برگزار شد.اون موقع علاقه ای نداشتم اما به مرور باهاش آشنا شدم و علاقه مند.پس حدود یکسال بعد تصمیم گرفتم در چند تا از دورهمی های آنلاین و گروپ ها شرکت کنم.خب خیلی دل به دریا زده بودم چون چند ماه قبلش سر اعتقادم به کلوز سورس بلایی به سرم اومد توسط اوپن سورسی ها که بماند!

خب،زیاد برخورد جالبی باهام نشد.منم دل سرد نشدم اما با ادامه این روند دل سرد و دل زده شدم.البته زیر نظر داشتم اما دست و دل شرکت نه.

آشنایی رویداد

از مرداد سال گذشته احساس کردم نمیتونم مهار کنم شوق شرکت کردنم رو و به همین دلیل فکری کردم.اینکه به عنوان خبرنگار شرکت کنم تا توی چشم هم نباشم و فقط ببینم.اما بیخیالش شدم.گذشت و گذشت تا اینکه توی آذر سال گذشته با آقای آرش میلانی توی توییتر ارتباط برقرار کردم و بعد از گپ و گفتی کوتاه گفتن که توی اردیبهشت ۹۴ رویداد لین استارتاپ ماشین شیراز هست.و این بود که من دیگه نمیتونستم تحمل کنم.و رفتم و ثبتنام کردم؟نه…

من خیلی دلسرد بودم.این شخصیت منه.ولی دوباره فکر خبرنگاری رو توی کلم انداخت…

رسیده بودیم به اسفند و من تصمیم گرفتم یک سایت راه بندازم درباره استارتاپ ها از سراسر جهان که جاش توی وب فارسی خالی بود.یک سایت که بروز باشه.شروع کردم به فراهم کردن مقدمات تا فروردین که خانم نصحیت کن توییت من رو دیدن.ایشون برگزار کننده رویداد بودن.من رو برای اپلای سایتم راهنمایی کردن.البته من هنوز سایت رو راه ننداخته بودم 🙂

خلاصه ایشون به من گفتن با این سن خیلی برات مفیده که توی رویداد شرکت کنی.من هم طبق معمول سفره دلم رو باز کردم و در نهایت قانع شدم.سرانجام بعد از ۳ سال کلنجار با خودم دو روز بعد ثبتنام کردم.

همه ی مقدمات برای سایت هم فراهم شده بود و فقط بحث قالب مونده بود که مدرسه ها شروع شد و من تا امروز وقت نهایی کردن اون رو پیدا نکردم 🙂

شرکت در رویداد

چند روز قبل از رویداد که دل تو دل من نبود خبر رسید روز اول رویداد المپیاد رایانه و یک امتحان مهم دارم که به خاطر استرس همرو خراب کردم و نیم ساعت هم دیر به رویداد رسیدم 🙂

به همینجا ختم نشد و وقتی رسیدم نزدیک به ۴۰ دقیقه داشتم دور خودم پر می خوردم چون هیشکی نمی دونست رویداد کجای اون مجموعه هست.وقتی هم پیدا کردم برای پوشیدن تی شرت به دلیل بسته بودن اتاق مورد بحث توی دستشویی این کار رو کردم 🙂

با هر بد بختی هم که بود وقتی رسیدم آقای غانم زاده به همه ی شرکت کننده ها گفته بودن خودشون رو کوتاه معرفی کنن و چند تا از خصلت هاشون رو بگن و یک داستان کوتاه.من هم خیالم راحت بود که چون من ته نشستم و مسیر اونایی که میگفتن مخالف من بود نمیخواد چیزی بگم که ناگهان به نفر کناری من گفتن شما بگو.بعدش هم به من رسید.من بلند شدم و چند تا چیز پروندم و به عنوان داستان گفتم نیم ساعت دور خودم چرخیدم تا اینجا رو پیدا کردم.همه خندیدند و این اولین تجربه امیدبخش من بود.

جریان

روز اول به آشنایی و ارائه ایده ها و رای گیری گذشت.هر مرحله ای ازش جهت آشنایی بود.البته اول کار یک توضیح مختصری هم درباره رویداد دادن و بعدش هم درباره تخته آزمایش.اون روز خیلی خوب بود.ذهنیت من عوض شد.نتیجه مهمی که گرفتم این بود که نباید رفتار آدم ها در فضای مجازی رو در دنیای واقعی هم انتظار داشت.خیلی ها از دیدن یک پسر ۱۴ ساله غافلگیر شده بودند.در کل خیلی بهم خوش گذشت.البته من در پیوستن به گروه دچار مشکل شدم و دکتر استارتاپ کمکم کردن تا به گروه آزمایشگاه برم.گروهی که به جرئت میتونم بگم همه اعضاش عالی بودن.

روز دوم اما شروع شد اصل ماجرا.من ۴۵ دقیقه زود تر از همه رسیدم اونجا و سرگرم مطالعه جزوه رویداد شدم.خیلی از مطالبی که در رویداد گفته شد در اون بود.بعد از اینکه بچه ها اومدن و صبحانه خوردیم و بیشتر آشنا شدیم رفتیم تا ببینم الان باید چه کار کنیم.اونجا درباره اینکه باید ایده هامون رو اعتبار سنجی کنیم و چطور این کار رو در سطح جامعه انجام بدیم یاد گرفتیم.بعد از اون به هر کدوم از تیم ها یک میز دادن و تخته آزمایش.با توجه به چیز هایی که یاد گرفتیم شروع به کار کردیم که بهمون تذکر دادن حداکثر هر گروه باید ۵ نفر باشه.پس تنها خانم گروهمون رفت.ما هم مشغول شدیم و فرض اولمون رو کامل کردیم (اصطلاحات رو یادم نمیاد 🙂 )

بعد از اون رفتیم بیرون و دو گروه شدیم و اعتبار سنجی کردیم.نتایج خیلی جالب بود.من اونجا متوجه شدم که ایدمون از بیس مشکل داره.چیز دیگه ای هم که تا یادم نرفته بگم اینکه من فکر میکردم اینجا کار برنامه نویسی و در کل اجرایی داریم اما همونطور که خانم نصیحت کن هم گفته بودن اینجا فقط اعتبار سنجی بود.اصلا وقتی برای کار دیگه نبود.

بعد برگشتیم و نهار خوردیم و بعد هم شاهد یک کارگاه بسیار خوب بودیم و بعد دوباره رفتیم بیرون.اینبار هم دو گروه شدیم و رفتیم سراغ مشتری هامون.بعد از یک اعتبار سنجی به این نتیجه رسیدیم که ایده از بیس مشکل داره.ما زود تر از همه بر گشتیم و منتظر موندیم تا اونیکی گروهمون هم بیاد.توی این مدت من توی این فکر بودم حالا چه کار کنیم؟بقیمون هم اومدن و بعدش خاطرم نیست شام خوردیم یا رفتیم کارگاه.به نظرم رفتیم کارگاه.اون هم خیلی مفید بود و بعدش هم شام خوردیم.توی شام همه به این نتیجه رسیده بودیم ایده مشکل داره.پس همه شروع کردیم به دادن ایده و من هم بی رحمانه ازشون اشکال می گرفتم و اگر الان این پست رو میخونن ازشون عذر میخوام.اون روز هم گذشت و خیلی خوب هم گذشت.البته قرار بود یک بار دیگه هم اون روز بریم بیرون اما به دلیل فشردگی برنامه ها وقت نشد اما بعضی گروه ها خودشون رفتن.

روز سوم صبح سر موقع اومدم و صبحانه زدیم به رگ.تا اون موقع نزدیک ۸ نفر ازم شماره و ایمیل گرفته بودن.با آدم های خوبی آشنا شدم.خلاصه بعد دوباره به کارگاه رفتیم.این کارگاه خیلی خوب بود.من به این فکر افتادم ما امکان نداره به بقیه برسیم.پس با توجه به منطقم به نتیجه ای رسیده بودم که بعد از کارگاه با بچه های در میون گذاشتم.گفتم ما نمیتونیم به بقیه برسیم.اما ما خیلی سعی کردیم و سر سری زیر سیبیلی رد نکردیم مشکلات رو و بی رحمانه فِیل کردیم.باور کنید میتونیم برنده باشیم!حتی بدون پول و نتیجه ای که بقیه دنبالش بودن.خلاصه میخواستیم دوباره برای آخرین بار بریم بیرون.یکم بیشتر از بقیه نشستیم و ایدمون رو نهایی کردیم.جایی که رویداد برگزار میشد مرکز آموزش دانشجویی بود.تصمیم گرفتیم من بشینم آنلاین اعتبار سنجی کنم و سرگرم پرزنتیشن بشم و بقیه برن همین کنار.وقتی برگشتن نتایج شرم آور بود.دانشجو هایی که فکر می کردیم خیلی بروز بودند در واقع هیج چیز نمی دانستند!بقیه بچه ها هم کنار من نشستند و مشغول مصاحبه آنلاین با گیک ها شدیم.من توی این مورد چون روابط اجتماعی پایینی داشتم موفق نبودم و زحمت ها رو دوستان کشیدند.بالاخره همه چیز مشخص شد.سرگرم ساخت پرزنتیشین شدیم که به خاطر سیستم نابود من گروه به زحمت افتاد اما به هر حال تمام شد.هه !وقتی به زمان تحویل پرزنتیشن فکر میکنم که از موعد مقرر گذشته بود و من چگونه شور میزدم و نگاه های دیگران را روی خودم احساس میکردم آب میشم!

همه چیز روشن بود.ما از بقیه عقب بودیم اما مسیری قاطع و قطعی داشتیم.محصول نهایی یا پیش فروش نداشتیم اما تلاش تا دلتان بخواهد.پرزنتیشن ها تحویل داده شده بودند.بعد از آن مدیر عامل عزیز شرکت پی منت ۲۴ سخنرانی فرمودند و بعد هم یک گفتگو بین منتور ها که از اکوسیستم شهر هایشان میگفتند.بعد هم یک نفر از هر گروه آمد و ارائه داد.من از استرس در هنگام ارائه گروهمان زدم بیرون 🙂 .دو نفر هم با یک دوربین موبایل یک مصاحبه هم از ما گرفتند و گفتند برین و فلان جا فیلم مصاحبتون ببینین که من چیزی ندیدم.بعد تمام شدن ارائه ها رفتیم و در فضای باز مشغول حرف سلفی شدیم تا رای صادر شود.البته رفتند.من که طبق عادت در زمانی هایی خاص و تصادفی بی دلیل حالم گرفته می شد از آنها جدا شدم و کمی هم زار زدم و برگشتم.نوبت اعلام برنده ها شده بود.کمی آقای غانم زاده درباره اینکه همه ما برنده هستیم که در این رویداد شرکت کردیم و بعد هم خانم نصیحت کن برنده ها را اعلام کردند.از سوم شروع کردند.ما نبودیم.دوم هم نبودیم.اول را که اعلام کردند من نشندیم فقط دیدم هم گروهی ام که بغل دستم نشسته بود گفت پاشو !بله!ما اول شده بودیم.خیلی خوشحال بودم.رفتیم بالا و یک هدیه هم از طرف پی منت ۲۴ گرفتیم و تقدیر و در آخر خانم نصیحت کن گفتند که من جوان ترین شرکت کننده هستم و در ۶ کلمه هم خودم را تعریف کردم.بعد هم سلفی و شماره و بای!

در کل خیلی خوب بود و برای من سرنوشت ساز.

البته تا یادم نرفته یک بار هم آقای غانم زاده لطف کردند و من را به جمع معرفی کردند.

در پایان باید از منتور ها و برگزار کننده های خوب رویداد که واقعا زحمت کشیدند و مخصوصا خانم نصیحت کن که من رو به این مسیر هدایت کردند و هم گروهی های خوبم تشکر کنم و برای همه آرزوی موفقیت میکنم.

پی نوشت:زمان ها دقیق خاطرم نیستند و ممکنه اشتباه شده باشه در اون ها.(مثلا اسم کارگاه ها و زمان شام و …)

ممنون !

بیشتر بخوانید
گیم سرور

سلام

گیم سرور کانتر راه اندازی شده و بزودی چند بازی دیگه هم راه میفته.

آدرس سرور ها در سمت راست سایت قرار گرقتن.

خوشحال میشم بیاید.

ممنون!

بیشتر بخوانید
متن باز،متن بسته؟؟!! (قسمت دوم:جدال نماد ها)

سلام!

امروز بعد از چند ماه مقاله پر طرفدار متن باز،متن بسته رو که تعداد بازدیدکننده های منو شگفت زده کرد ادامه بدم.

قسمت اول ما نگاه کلی داشتیم به عناصر و تعاریف اصلی این موضوع.

توی این قسمت،ما به جدال بین نماد های این دو جبهه نرم افزاری نگاه میکنیم که میتونه کل موضوع رو برامون آشکار کنه.

پیشرفت

در چند سال اخیر،طرفداران نرم افزار متن باز به شدت پا گرفتن.اما به شکلی متفاوت با متن بسته ها.

اون ها به صورت یک جنبش فعالیت میکنن.چرا؟دلیلش واضحه!چون در برابر یک جبهه بزرگ تر از خودشون میخوان بلند بشن و بگن نرم افزار باید آزاد باشه!

به همین خاطر سرعت پیشرفت جنبش های متن باز به شکل وحشتناکی بالا هست (از نظر جذب مخاطب).

نماد ها

ویندوز و گنو/لینوکس.

دو چهره اصلی از دو طرف ماجرا هستند.

البته با گذشت زمان سیاست مایکروسافت در حال تغییر جدی هست و شاید،شاید در آینده نزدیک باید در نماد کلوز سورس تجدید نظر کنیم !

بله،دات نت اوپن سورس شده و سیاست مایکروسافت در حال تغییره.دیگه از اون سیاست های انحصار طلبانه استیو بالمر و بیل گیتس خبری نیست.

البته در اینجا ما بیشتر به تاریخچه گنو/لینوکس می پردازیم.

شروع نبرد

از وقتی لینوس تروالدز لینوکس و مایکروسافت ویندوز رو معرفی کرد،خواه نا خواه جامعه اون ها رو در دو طرف دعوا گذاشت.

اوپن سورسی ها میگن مایکروسافت فقط به فکر پوله و انحصار در نرم افزار اون موج میزنه.

جرقه

بیایید به عقب برگردیم.

به جایی که که برنامه نویسی صنعتی سود آور بود.شرکت های نرم افزاری شکل گرفته بودند و متوجه سود درون اون شده بودند.

برنامه نویس ها کد میزدند،لذت میبردند و می فروختند.بعضی هم به شرکت های نرم افزاری میرفتند.

در دهه ۷۰ میلادی برنامه نویسان مستقل فعالیت می کردند.در اواسط این دهه شرکت های نرم افزاری شکل گرفتند.آن ها برنامه نویسان را استخدام می کردند و روی یک پروژه کار می کردند و آن را می فروختند.

در دهه ۷۰ میلادی،برنامه نویسان مستقل کد سورس های خود را با یک دیگر به اشتراک می گذاشتند.

خب طبیعی بود چون هنوز نه آن چنان کامپیوتر ها پا گرفته بودند (در جامعه) نه بازار خرید و فروش نرم افزار مثل حالا پر سود بود.پس بحث پول وسط نبود.

اما در اواسط دهه ۷۰ که سر و کله شرکت ها پیدا شد اوضاع عوض شد.هدف پول بود.به طوری که در اواخر این دهه رقابت سختی بین شرکت های کامپیوتری شکل گرفته بود.کامپیوتر ها همه گیر شده بود.به لطف MS-DOS همه می توانستند با کامپیوتر کار کنند.برنامه نویس ها در استخدام شرکت ها بودند و…

و چه شد؟

و آن ها دیگر نمی توانستند کد هایی که مینویسند با هم به اشتراک بگذارند !

این اتفاق در اوایل دهه ۸۰ میلادی رخ داد.در این حین افرادی متوجه این تغییر شدند.متوجه شدند چیزی را از دست داده اند.

افرادی مثل ریچارد استالمن که در نیمه اول دهه ۸۰ بلند شدند و همه جا فریاد زدند :

همه نرم افزار های دنیا باید آزاد و بدون کپی رایت باشند !

البته افراد میانه رو تری هم وجود داشتند مثل لینوس تروالدز.

این فریاد استالمن باعث به وجود آمدن سیستم عامل گنو و پروژه گنو و سرانجام بنیاد نرم افزار آزاد شد.

صد ها نفر شروع به کار بر روی گنو شدند.

در اوایل دهه ۹۰،یک دانشجوی فنلاندی به نام لینوس تروالدز فقط برای سرگرمی خود شروع به نوشتن سیستم عاملی کرد که شاید فکرش را هم نمیکرد سرنوشت خیلی چیز ها را تغییر دهد.او لیتوکس را نوشت.

یک سیستم عامل لینوکس لایک و الهام گرفته از مینیکس.

به سرعت توجه هزاران نفر در سراسر جهان به لینوکس جلب شد.لینوکس یک سیستم عامل کاملا متن باز و کپی لفت بود.این چیزی بود که باعث شد هزاران نفر در توسعه یک تجربه جدید شرکت کنند…

پس مدت کمی،توزیع های لینوکسی ایجاد شدند.

اکنون !

حالا،ویندوز به سمت سرنوشتی جدید می رود.دیگر مایکروسافت آن مایکروسافت دهه ۸۰ نیست که با انحصار پول بسازد.

هم اکنون میلیون ها نفر در سراسر جهان از نوزیع های گنو/لینوکس استفاده می کنند که اکثر برنامه نویسان و هکر ها هستند اما در چند سال اخیر توزیع های کاربر پسندی مثل اوبونتو کاربر های معمولی زیادی را به خود جذب کرده.

اوپن سورسی ها به شدت فعالیت می کنند و سر و صدایشان همه جا را گرفته،گرچه هنوز به کلوز سورس نرسیده اند.

 

خب این قسمت هم تمام شد.

در این قسمت سعی کردم با تاریخ شکل گیری نرم افزار آزاد آشناتون کنم.

امیدوارم لذت برده باشد،

منتظر تظر هاتون هستم 🙂

بیشتر بخوانید
VPS ! (خدمات ارزان هاستینگ،گیم سرور و …. به زودی ! )

سلام !

بعد از مدت تقریبا زیادی پست میزنم.

به زودی سرم خلوت تر میشه و بحث پر طرفدار متن باز متن بسته رو ادامه میدم و تجربم رو از لین استارتاپ ماشین شیراز میگم !

خب حدود یک هفتست که یک VPS گرفتم و بعد از یک هفته سر و کله زدن باهاش میخوام حسابی ازش کار بکشم.

هدف از این پست،اطلاع رسانی خدماتی هست که در همین هفته عرضه میشه.

هاستینگ

اول،خدمات هاستینگ مورد بحثه.اما بین این همه سرویس های معتبر من چی هستم؟

خب من خدماتی به شما میدم که دیگران نمیدن.دلیلش هم مشخصه!

چون من فقط حدود ۷ سرویس رو ارائه میدم و

۱-کوچک ترین مشکل به سرعت حل میشه.

۲-خدمات اختصاصی داده میشه.

البته این سرویس ها فقط حدود ۳ ماه دیگه وجود دارن اما اگر سود کنم ادامه میدم اون ها رو.

گیم سرور

من خودم احتمالا یک گیم سرور کانتر رو راه میندازم اما حدود ۳ سرویس گیم سرور به همراه پشتیبانی کامل رو میتونم ساپورت کنم.

خوبه،نه؟

تورنت سیدینگ

بله ،تورنت سیدینگ !

شما میتونید یک سیدباکس با قیمت پایین رو در اختیار بگیرید !

حدود ۲۰ تا سرویس سیدباکس قبول میشه…

 

البته همونطور که گفتم،این سرویس ها تا سه ماه دیگه فعالن اما اگر استقبال بشه،مسلما با امکانات بیشتر ادامه پیدا میکنه.

به زودی پلن ها اعلام میشن.

اگر خواستار یکی از این سرویس ها هستین به من ایمیل بزنید.

ممنون!

بیشتر بخوانید
پروتکل ARP + کاربرد در هک و امنیت (قسمت اول:کلی و ساده !)

سلام !

امروز با یک مقاله درباره پروتکل مهم ARP در خدمت شما هستم.

توجه کنید این قسمت اول مقاله هست که همه چیز خیلی ساده بیان شده و خیلی مباحث بیان نشده و در قسمت دوم خیلی جزئی تر دربارش بحث میشه.

توهمی که در جامعه عوام امروز وجود داره درباره ی شبکه،ابعاد فاجعه باری داره.تصور عامیانه از شبکه تصور مبهمی هست.در این مقاله قسمتی از این موضوع رو روشن میکنم.

خب،اول از همه لازمه بگم منظور از شبکه،شامل یک شبکه کوچیک خانگی میشه تا اینترنت به اون وسعت.البته اینترنت خیلی فرق داره با شبکه خانگی.

حالا بریم سر اصل مطلب،

اینترنت،شامل پروتکل های متعددی میشه.یکی از این پروتکل های مهم، ARP هست.

وظیفه

وظیفه پروتکل ARP به زبان ساده،تبدیل IP آدرس به MAC آدرس هست.اما با وجود IP آدرس چه احتیاجی به مک آدرس هست؟خب باید بدونید دو تا کامپیوتر برای ارتباط با هم در شبکه نیاز به مک آدرس دارن.و باید بدونید مک آدرس ها آدرس هایی منحصر به فرد هستن.

پس تا اینجا با وظیفه این پروتکل به زبان ساده آشنا شدیم.

نحوه کار

خب به صورت ساده با وطیفه ARP آشنا شدیم.حالا میخوایم ببینیم چطور کار میکنه؟همونطور که در بالا گفتم یک عضو شبکه برای ارتباط با یک سیستم دیگه باید مک آدرس اون رو داشته باشه.وقتی شما بخوای با فلان IP آدرس ارتباط برقرار کنی،ARP آیپی آدرس رو میگیره و در شبکه داد میزنه مثلا ۱۹۲٫۱۶۸٫۱٫۱ کیه؟مک آدرسش رو برای من بفرسته!اعضای شبکه این پیام رو میگیرن و اگر سیستم مورد نظر نباشن که هیچ،ولی اگر باشن به فرستنده داد میزنن ،آهای! ۱۹۲٫۱۶۸٫۱٫۱ منم!مک آدرسم فلانه.و بعد ارتباط برقرار میشه ! البته دقت کنید ارتباط برقرار میکنه چند کلمست ولی شامل مسائل خیلی زیاده میشه که الان نمیگم.

نکته:اگر دو سیستم روی یک ساب نت نباشن (از یک روتر سرویس نگیرن)(منظور از روتر فقط روتر توی خونه ی شما نیست) قضیه فرق میکنه که در آینده در قسمت دومی اون رو هم توضیح دادم.

خب سیستم که مک آدرس شما رو از طریق پروتکل ARP پیدا کرد اون رو برای یک زمان مشخص توی یک جدول ذخیره میکنه که البته طی یک فرایند این رو بروز میکنه که در قسمت دوم توضیح میدم.اما همین رو بدونید که با وارد کردن دستور ARP -a در کنسول سیستم عامل خودتون می تونید این جدول رو ببینید.

کاربرد در هک و امنیت

خب بریم سر بحث شیرین هک و امنیت !

همونطور که خوندید،سیستم ها برای ارتباط با هم نیاز به مک آدرس هم دارن و این رو از طریق پروتکل ARP گیر میارن.حالا هکر ها از این پروتکل استفاده کردن و اومدن و ARP Spoofing رو ساختن که یک نوع از حملات (MITM(Man In The Middle هست.به این صورت که در یک شبکه وقتی کسی در شبکه داد زد فلان IP مک آدرسش رو من بگه بالاخره شما هم اون رو دریافت میکنید.حالا سیستم شما میگه این آیپی منم؟نیستم!پس چیزی نمیگم!اما،هکر اینجا به صورت جعلی و پست سر هم خودش رو جای یکی دیگه جا میزنه!

چی شد؟حالا سیستم به جای اینکه با جایی که میخواد ارتباط بگیره با شما ارتباط میگیره !

یک مثال میزنم:

شنیدید میگن توی وایفای های عمومی به اکانت های خصوصی سر نزنید؟حالا میگم چرا !

فرض کنید،شما رفتید و به یک وایفای عمومی وصل شدید.

هکر هم اونجا یک جا نشسته و با موبایل یا لپتاب به وایفای عمومی و رایگان وصله و شبکه رو مانیتور میکنه.حالا یا کل شبکه رو یا یک تارگت خاص رو انتخاب میکنه.حالا وقتی تارگت (که یا کل شبکه یا یک تارگت هست) داد میزنه و مک آدرس میخواد سیستم هکر خودش رو به تارگت اعلام میکنه که در اکثر مواقع خودش رو جای روتر جا میزنه.و این کار رو تکرار میکنه و تارگت مک آدرس هکر رو سیو کرده .حالا هکر خیلی کار ها میتونه بکنه.در اکثر مواقع اینترنت رو به شما میده تا شک نکنید و کارتون راه میفته اما همه ی داده های شما از سیستم هکر رد میشه.پس هکر به راحتی میتونه رمز شما رو بفهمه !البته بعضی سایت ها داده ها رو رمز میکنن که در بعضی مواقع رمز شکسته میشه.

 

خب ! امیدوارم مفید شده باشه ! در قسمت دوم که در آینده مینویسم تخصصی تر به موضوع میپردازم.

موفق باشید !

بیشتر بخوانید
من و … (این قسمت : اینترنت)

سلام !

امروز با یکی از قسمت های من و … در خدمت شما هستم با موضوع اینترنت.امیدوارم لذت ببرید.من رو از نظرات خودتون بهره مند کنید.

آغاز

سه چهار سالی از ورود من به دنیای کامپیوتر میگذشت و من حالا در اوایل شش سالگی بودم.دقیقا همون موقعی که باید قاطی بقیه تو کوچه با بقیه گل کوچیک میزدم اما نرفتم.این دقیقا آغازی بود بر آشکار شدن تفاوت من با بقیه.دقیقا نمیدونم چی شد که والدین گرامی من تصمیم گرفتن اینترنت رو به خونمون بیارن.خب اون موقع اینترنت چیز فراگیری مثل حالا نبود ولی چندان چیز دوری هم نبود.با وصل شدن اینترنت فصل جدیدی از زندگی من باز شد.

ورود!

خب اون موقع هم فساد در اینترنت و مخصوصا یاهو ۳۶۰ وجود داشت و هرکس اینترنت داشت به بچه اجازه کانکت شدن نمی داد یا اگر می داد فقط باید نگاه میکرد.اشتباه نکنید من از دهه شصت و هفتاد یا حتی نیمه اول هشتاد حرف نمی زنم.این مربوط به اواخر ۸۵ میشه.اما پدر و مادر من سر و کار آنچنانی با کامپیوتر و اینترنت نداشتن و به خاطر اعتماد وصف نشدنی که به من برای شناختن بد از خوب داشتن من رو کاملا آزاد گذاشتن.اون موقع همه امکانات من در یک سیستم با رم ۲۵۶ و یک سی پی یو داغون و البته یک فن که به اندازه هلی کوپتر صدا میداد و مخلفات و یک خط تلفن و یک مودم دایل آپ خلاصه میشد.اما فرقی که وجود داشت این بود که همه از کارت اینترنت استفاده میکردن اما ما اشتراک دایل آپ (مثل سرویس دهنده های ADSL امروزی) داشتیم و نیاز به خرید کارت نداشتیم.خلاصه به هر دردسری بود ما به دنیای اینترنت وارد شدیم.

چه می کردم؟

خب تو اون موقع اکثرا تو یاهو ۳۶۰ ولو بودن و بعضی ها هم توی فروم های تخصصی خارجی میگشتن و بعضی ها هم شروع به ساخت نت امروزی ما کردن.مثلا آشیانه و شبگرد که یکی از اولین فروم های ایران بودن و مثل پی سی دانلود که مرجع دانلودی بود برای خودش و هست و بلاگفا و امثال اون ها.البته خیلی سایت های عالی بودن که عامل بزرگ بودن وب فارسی الان هستن بودن اما نتونستن از پس سختی ها بر بیان و با اینکه خیلی در گسترش وب فارسی نقش داشتن حتی نامی ازشون نموند.خب اون موقع ها مثل الان نبود که اگر یک صفحه فیسبوک حذف بشه همه خبر دار میشن.و اما من،من توی اون شلوغی بیشتر کارم تو اینترنت رفتن تو سایت های آموزشی محدودی بودن که وجود داشتن.اما با بزرگتر شدنم پام به سایت های دانلود هم باز شد.

حالا؟

حالا هم تا حدودی همون راه رو ادامه میدم.البته من به همه جا سرک کشیدم و بیشتر از هزار تا اکانت اینور و اونور دارم و به اندازه مو های سرم اینترنت رو گشتم.از هر چیزی تجربه ای میگیرم.

سخن آخر

خب من با حدود سه سال تاخیر به دورانی رسیدم که شروعی بود بر کل اینترنتی که امروز هست.قبل از اون هم اینترنت بود ولی دوران من دورانی بود که مغز های متفکر دنیا گفتن “عه؟تو اینترنت میشه خیلی کار ها کرد!” و زاکربرگ ها شروع کردن به ساختن فیسبوک و …

اون موقع در ایران با وجود مشکلات روند جذب مردم به اینترنت خیلی سریع بود و جوون ها خیلی سریع به اون کشیده شدن.

اینترنت برای من چیزی بود که در ادامه اتفاقات دیگه اومد به زندگی من و خیلی چیز ها رو عوض کرد.اگر صادقانه نگاه کنم،خیلی به من ضربه زد اما خیلی بیشتر من رو بالا برد و شاید اگر یکسال دیر تر وارد زندگی من میشد من دیگه تو کوچه بودم و الان به جای این سایت داشتم توی یک وبلاگ مثل بقیه شر و ور مینوشتم و از عشق و … حرف میزدم،ولی؛خدایا شکرت!حالا که نشدم!

خب این بخش هم تموم شد .

ممنون!

بیشتر بخوانید
۳ درس اصلی که در سه ماه گذشته آموختم

سلام !

امروز ۳ درس اصلی که در سه ماه گذشته یاد گرفتم رو براتون بازنشر کنم.البته من زیاد درس آموختم ولی این ها اصلی ها هستن و لازمه که بگم همش برای هر کسی نیست.

 

۱-همه کاره که نیستی،بقیه رو ترغیب به کار برای خودت کن !

خب این چیز جدیدی نیست،اما من بهش با جون و پوست رسیدم.واقعیت اینه من متخصص امنیتی و برنامه نویس قهاری نیستم.اما این نباید جلوی یک فکر رو بگیره و باید دیگران رو با پول یا هرچیزی به خدمت گرفت.

 

۲-مریضی،بیماری،اصن خودت رو آتیش بزن،ریسک کن ولی اگر مثل من نرد هستی به هیچ وجه سر روابط اجتماعی ریسک نکن !

بله ! اگر نرد هستی مثل من،سر روابط اجتماعی ریسک نکن.چرا؟یک آدم عادی مشکلی نخواهد داشت اما من نرد چرا.ما سر کوچکترین شکست اجتماعی توفان بدی رو تجربه می کنیم.

 

۳-در دروازه بسته میشه ولی در دهن مردم نه !

هرجور که باشی،بالاخره یک گروهی از مردم بهت گیر میدن.باید تحمل یا فرار کرد !

 

خب تموم شد !

این روزا کمرم بدجوری خم شده…

بیشتر بخوانید
جرم : نوجوانی !

اولین بار که بخت خودم رو برای ورود به هم فکر های خودم سنجیدم ،برام تجربه ی تلخی بود که تا حالا هم دامنم رو گرفته و با تکرار شدن ها من رو به یک فرد فوق منزوی تبدیل کرده.

وقتی در کنار سن تقریبا کم خودم وارد جامعه برنامه نویس ها و جوامع استارت آپی شدم به بدرترین شکل ممکن به سخره گرفته شدم.به خاطر سنم.

بزار ببینم،نه،اون ها نمی دونستن که وقتی هم سن های من در ۲ و نیم سالگی داشتن توی خودشون دستشویی میکردن من شروع به کار با کامپیوتر کردم.اون ها نمیدونستن در عرض سه سال یعنی در پنج سالگی نرم افزار و سخت افزار تعمیر میکردم.اون ها نمیدونستن در ۸ سالگی با همه ی سختی ها مبحث پیچیده کلاس های حافظه و ساختار سیستم عامل رو درک کردم و نمیدونستن در ۹ سالگی در عرض یک ماه کل ویژوال بیسیک و سال بعد سی و سی پلاس پلاس و تا حدی اسمبلی که خیلی از برنامه نویس ها ازش ترس دارن رو یاد گرفتم.اون ها نمیدونستن کامپیوتر نه شغل من هست نه علاقه ی من،کامپیوتر بخشی از وجود من هست.نمیدونستن در ۱۱ سالگی برنامه نویس وب شدم  و در همون سن اولین وب سایتم رو با وردپرس ساختم .آره، آدم های ۲۰ و ۲۳ ساله هایی که خیلی هاشون دیر تر از من ۱۴ ساله با کامپیوتر روزی ده دقیقه کار کردن که من در ۵ سالگی فقط روزی یک ساعت به اینترنت وصل بودم،من رو به خاطر سنم تمسخر کردن.

همین اتفاق برای من در زمینه استارت آپ و مسائل مربوطش هم افتاد.

این ها شرحی بود از یک مجرم ۱۴ ساله که جرمش نوجوانی بود…

بیشتر بخوانید
سلام بر ۹۴

یک سال دیگه هم گذشت و ازش خاطره ها موند.بیاید بهتر از پارسال باشیم.سال نو تون مبارک،حرفم نمیاد 🙂

در پناه خدا موفق باشید !

بیشتر بخوانید
سایت های مفید

من توی این هشت سالی که توی اینترنت هستم کلی سایت رو بازدید کردم.اما چند تا از اون ها رو که فکر میکنم برام تاثیر گذار بودن رو براتون قرار میدم !

 

۱- یاهو ! — http://yahoo.com

فکر میکنم نیاز به توضیح نباشه!

۲- گوگل ! — http://google.com

در ظاهر یک موتور جست و جوی سادست ! ولی در واقع نه،گوگل خوده اینترنته !باور نمیکنید؟توی سال ۲۰۱۳ وقتی گوگل برای ۵ دقیقه از کار افتاد بیش از ۴۰ درصـــــــد کل پهنای باند اینترنت جهان خالی شد !خیلیه ها!اگر بشه یه مقاله مفصل درباره گوگل و کار هاش می نویسم.

۳-پی سی دانلود — http://p30download.com

فکر نمیکنم نیاز به توضیح باشه !

۴-آشیانه — http://ashiyane.org/forums

کاملترین جا برای یادگیری هک و امنیت در وب فارسی !

۵-دیجیاتو — http://digiato.com

بهترین سایت خبر تکنولوژی وب فارسی

۶-بلاگفا و میهن بلاگ — http://blogfa.com و http://mihanblog.ir

چقدر من با این دو تا وبلاگ ساختم :)))

۷-میهن دانلود — http://mihandownload.com

خاطره انگیز !

 

خب فعلا همین ها رو به یاد دارم!خیلی سایت های دیگه بودند که دیگه الان فقط ازشون خاطره دارم…

 

بیشتر بخوانید